قیف فروش؛ مراحل، نحوه ساخت، بهینه‌سازی و ۴ نمونه موفق آن

در مفاهیم بازاریابی قیف فروش (Sales Funnel) به مراحلی گفته می‌شود که در آن شخص علاقمند به کسب‌وکار شما به مشتری حقیقی تبدیل می‌شود. در این مقاله شما را با مراحل قیف فروش، نحوه کار، ۵ مرحله ساخت، اندازه‌گیری، بهینه‌سازی و ۴ نمونه موفق قیف فروش آشنا خواهیم کرد.

قیف فروش چیزی است که در کسب‌وکار شما وجود دارد، چه از آن بی‌خبر باشید چه از آن آگاه باشید. البته که اگر از قیف فروش خود آگاه باشید تاثیر بیشتری بر آن خواهید داشت.

چه چیزی مهمتر از قیف فروش شما؟ بهینه‌سازی وب‌سایت در هر یک از مراحل قیف فروش بر رفتار مصرف‌کننده تاثیر می‌گذارد و باید آن‌ها را از نزدیک بشناسید. اینکه شما ابتدا از وب‌سایت خود شروع کنید به شما این امکان را می‌دهد اطلاعات مورد نظر را از داده‌ها جمع‌آوری کرده و مخاطبان خود را بهتر بشناسید. هنگامی که شما قیف فروش خود را با نحوه حرکت مردم در وب‌سایت و تصمیم‌گیری خرید آن‌ها بررسی می‌کنید درک بهتری از آن خواهید داشت.

اکنون بیایید به این مسئله بپردازیم که قیف فروش بازاریابی چیست و چرا مهم است؟

قیف فروش چیست؟

اگر بخواهیم قیف فروش را به ساده‌ترین شکل توضیح دهیم به این شرح است: بازدیدکنندگان وب‌سایت مسیری را برای خرید محصول یا خدمات شما در پیش می‌گیرند. برخی از مردم در قسمت بالای قیف می‌مانند و هرگز آنجا را ترک نمی‌کنند و برخی دیگر تا پایان قیف پیش می‌آیند. خبر خوب در اینجا این است که شما می‌توانید در رساندن افراد به انتهای قیف فروش تاثیرگذار باشید.

بیایید لحظه‌ای از وب‌سایت دور شویم و قیف فروش فیزیکی و سنتی را در نظر بگیریم. افراد بالای قیف فروش وارد فروشگاه می‌شوند. آن‌ها فقط در حال مرور و بازدید هستند، یک همکار فروش با گرمی از آن‌ها استقبال می‌کند و به آن‌ها کمک می‌کند. متری ردیفی از تیشرت‌ها را می‌بیند. از طریق قفسه و یک همکار فروش تیشرت‌ها را می‌بیند و فروشنده به او می‌گوید که در صورت خرید سه یا چند تیشرت به او تخفیف بیشتری ارائه می‌شود. این پیشنهاد برای مشتری جذابیت دارد و چهار تیشرت را انتخاب می‌کند. سپس در نقطه دیگری از فروشگاه یکی از همکاران فروش در قسمت کلاه همان تم تیشرت‌ها را به او توصیه می‌کند. مشتری کلاه را نیز به خریدهای خود اضافه می‌کند و مبلغ اقلام خریداری شده را پرداخت می‌کند.

این هنوز پاین راه نیست. مشتری از معامله‌ای که انجام داده است بسیار راضی است و سه هفته بعد دوباره می‌آید تا تیشرت‌های بیشتری بخرد.

همین روند در وب‌سایت شما نیز می‌تواند اتفاق افتد. شما به جای همکاران فروش صفحاتی دارید که به شما کمک می‌کند تا بازدیدکنندگان را از طریق قیف فروش راهنمایی کنید.

چرا قیف فروش اهمیت دارد؟

قیف فروش شما مسیری را که بازدیدکنندگان وب‌سایت قبل از خرید اقلام طی می‌کنند نشان می‌دهد. شناخت قیف فروش می‌تواند به شما در یافتن سوراخ‌های قیف کمک کند. این سوراخ‌ها مکان‌هایی هستند که بازدیدکنندگان از آن خارج می‌شوند و دیگر هرگز به قیف باز نمی‌گردند.

اگر شما نتوانید قیف فروش خود را بشناسید نمی‌توانید آن را بهینه کنید. ما به ویژگی‌های نحوه کار قیف در زیر می‌پردازیم، اما در همین حال شما می‌توانید بفهمید که چگونه می‌توانید در نحوه بازدید بازدیدکنندگان از قیف تاثیر بگذارید و اینکه آیا آن‌ها در نهایت تبدیل به مشتری می‌شوند یا خیر.

به این کار بازاریابی گفته می‌شود اما برای مشتری هدف شما خاص، هدفمند و ویژه طراحی شده است.

قیف فروش چگونه کار می‌کند؟

در حالیکه برای توصیف قیف فروش مراحل مختلفی استفاده می‌شود، ما چهار اصطلاح رایج به توضیح نحوه عملکرد هر مرحله که باعث می‌شود یک بازدیدکننده به خریدار منجر شود می‌پردازیم.

یک بازدیدکننده با استفاده از لینک گوگل از طریق جستجوی اجتماعی در وب‌سایت شما قرار می‌گیرد. او اکنون چشم‌انداز محسوب می‌شود. بازدیدکننده ممکن است تعدادی از پست‌های وبلاگ شما را بررسی کند یا فهرست محصولات شما را مرور کند. در برخی مواقع شما به او فرصتی برای ثبت‌نام در لیست ایمیل خود می‌دهید.

اگر بازدیدکننده فرم شما را پر کند تبدیل به لید یا سرنخ می‌شود. اکنون می‌توانید در خارج از وب‌سایت خود مانند ایمیل، تلفن یا متن و یا هر سه مشتری را به بازار هدایت کنید.

لیدها تمایل به بازگشت به وب‌سایت شما را پیدا خواهند کرد اگر شما هنگام تماس با آن‌ها پیشنهادهای ویژه‌ای به آن‌ها بدهید، اطلاعات مربوط به پست‌های جدید وبلاگ یا سایر پیام‌های جذاب را به آن‌ها ارسال کنید و یا یک کد کوپن به آن‌ها ارائه دهید.

با حرکت بازدیدکنندگان از این طریق قیف فروش به تدریج باریک‌تر می‌شود. اینکه تعداد چشم‌اندازهای شما در بالای قیف فروش بیشتر از تعداد خریداران در پایین قیف است به دلیل این است نشان می‌دهد که پیام رسانی‌های شما باید هدفمندتر باشد.

۴ مرحله قیف فروش را بشناسید

به راحتی می‌توان چهار مرحله قیف فروش با را با اصطلاح AIDA به خاطر سپرد. Awareness یا آگاهی، Interest یا علاقه، Decision یا تصمیم‌گیری و action یا اقدام. این چهار مرحله بیانگر طرز فکر مشتری آینده شما است. هر مرحله نیاز به یک رویکرد متفاوت از شما یا بازاریاب شما دارد زیرا نباید پیام اشتباهی در زمان اشتباه ارسال کنید. درست مانند یک پیشخدمت که قبل از سفارش یک نوشیدنی اشتها آور از شما سوال می‌کند چه چیزی برای دسر میل دارید.

بیایید با جزئیات بیشتری به هر مرحله از قیف فروش بپردازیم.

آگاهی

این لحظه‌ای است که شما ابتدا توجه مصرف‌کننده را به خود جلب می‌کنید. این ممکن است یک پست فیسبوک به اشتراک گذاشته شده توسط دوست شما در فیسبوک یا جستجو در گوگل یا چیز دیگری باشد.

چشم‌انداز شما از شغل شما و آنچه ارائه می‌دهید آگاه می‌شود. هنگامی که آگاهی درست است در برخی اوقات مصرف‌کنندگان بلافاصله خرید می‌کنند. این یک سناریوی مناسب در مکان مناسب است. مصرف‌کننده قبلا تحقیقاتی انجام داده و می‌داند که شما کالا یا خدماتی مرغوب و با قیمت مناسب ارائه می‌دهید.

بیشتر اوقات مرحله آگاهی یک مرحله دوستانه است. شما در حال تلاش برای بازگرداندن چشم‌انداز به سایت خود و درگیر کردن آن‌ها با شغل خود هستید.

علاقه

هنگامی که مصرف‌کنندگان به مرحله علاقه در قیف فروش برسند یعنی آن‌ها در حال انجام تحقیق، مقایسه خرید و فکر کردن در مورد گزینه‌های خود هستند. شما باید در این مرحله محتوای غیرقابل باور که به مشتری کمک می‌کند اما باعث فروش به او نمی‌شود را از بین ببرید.

اگر از ابتدا بخواهید محصول یا خدمات خود را تحمیل کنید چشم‌اندازهای خود را متوقف و آن‌ها را دور خواهید کرد. هدف در اینجا ایجاد تخصص شما، کمک به مصرف‌کننده در تصمیم‌گیری آگاهانه و ارائه کمک به آن‌ها در راه حل‌های ممکن است.

تصمیم‌گیری

مرحله تصمیم‌گیری در قیف فروش زمانی است که مشتری آماده خرید باشد. در این مرحله او ممکن است دو یا سه گزینه را در نظر بگیرید که شما نیز یکی از گزینه‌ها باشید.

این بهترین زمان برای ارائه پیشنهاد شماست. مواردی مانند حمل و نقل رایگان، کد تخفیف یا جایزه محصول یکی از این پیشنهادات باشد. در هر صورت باید پیشنهاد شما مقاومت ناپذیر باشد تا مشتری بدون معطلی شما را انتخاب کند.

عمل

مشتری معمولا در انتهای قیف فروش عمل می‌کند. او در این مرحله محصول یا خدمات شما را خریداری می‌کند و جزئی از اکوسیستم تجاری شما می‌شود. فقط به این دلیل که یک مصرف‌کننده به قیف می‌رسد به این معنی نیست که کار شما به انجام رسیده است. اقدام هم برای مصرف‌کننده و هم برای بازاریاب است.

به عبارت دیگر شما روی حفظ مشتری تمرکز می‌کنید. از خرید سپاس‌گذاری می‌کنید، مشتری خود را دعوت می‌کنید تا بازخورد خود را ارائه دهد و در صورت امکان خود را برای پشتیبانی فنی در دسترس قرار دهد.

نحوه ساخت سریع قیف فروش

اکنون شما می‌خواهید به طور سریع قیف فروش خود را ایجاد کنید. نگران نباشید آنقدرها هم که به نظر می‌رسد دشوار نیست.

 مرحله اول: رفتار مخاطبان خود را تحلیل کنید

هرچه بیشتر درباره مخاطبان خود آگاهی داشته باشید قیف فروش شما موثرتر می‌شود. شما برای همه بازاریابی نمی‌کنید. شما در حال بازاریابی برای افرادی هستید که مناسب خرید و فروش هستند.

مواردی مانند کجا کلیک می‌کنند؟ چه موقع سرچ می‌کنند، چقدر وقت خود را در صفحه خاصی می‌گذرانند؟ همه این موارد به شما در شناخت و آگاهی نسبت به مخاطب کمک می‌کند.

 مرحله دوم: توجه مخاطب خود را جلب کنید

تنها راهی که قیف فروش شما را می‌کند این است که بتوانید مردم را در آن فریب دهید. این بدان معنا است که محتوای خود را در مقابل مخاطب هدف خود قرار دهید. مسیر ارگانیک را طی کرده و تنوع محتوا را در تمام سیستم عامل‌های خود داشته باشید. محتوای خود را با انواع اینفوگرافیک‌ها، فیلم‌ها و انواع دیگر محتوا متنوع کنید.

اگر مایل هستید پول بیشتری خرج کنید می‌توانید از تبلیغات دیگر مانند تبلیغاتی B2B و همچنین تبلیغات در لینکدین استفاده کنید.

 مرحله سوم: ایجاد یک صفحه فرود

آگهی یا سایر مطالب شما باید چشم‌اندازهای شما را در جایی جستجو کند. در حالت ایده‌آل می‌توانید آن‌ها را با یک پیشنهاد به صفحه فرود هدایت کنید.

از آنجایی که تعداد این افراد هنوز در قیف فروش کم است به جای فشار بر فروش، تمرکز خود را برروی جذب و مبتلا کردن مخاطب بگذارید. یک صفحه فرود باید بازدیدکننده را به مرحله بعدی سوق دهد. شما نیاز دارید که یک تماس جسورانه برای اقدام داشته باشید که به آن‌ها بگوید چه کاری انجام دهند که می‌تواند بارگیری یک کتاب الکترونیکی رایگان یا یک فیلم آموزشی رایگان برای آن‌ها باشد.

 مرحله چهارم: ایجاد یک کمپین ایمیل قطره‌ای

با ارائه مطالب شگفت‌انگیز از طریق ایمیل می‌توانید لیدهای خود را بازاریابی کنید. بهتر است به صورت مرتب این کار را انجام دهید اما نه خیلی زیاد و پشت سر هم، یک یا دو ایمیل در هفته کافی است.

ابتدا با آموزش بازار خود شروع کنید. برای این کار باید از خود بپرسید که مخاطبان چه چیزی می‌خواهند بیاموزند؟ برای متقاعد کردن آن‌ها در خرید چه موانعی را باید برطرف کنید؟

در پایان کمپین قطره‌ای خود سعی کنید پیشنهاد فوق‌العاده‌ای ارائه دهید. این کار بخشی از محتوای شما است که منجر به مرحله پایانی قیف یعنی عمل یا اقدام می‌شود.

 مرحله پنجم: در تماس باشید

مشتریان فعلی خود را فراموش نکنید. در عوض باید آن‌ها را متقاعد کنید تا در این مسیر ادامه دهند. به عنوان مثال از آن‌ها برای خریدشان تشکر کنید، کدهای کوپن اضافه به آن‌ها ارائه دهید و یا آن‌ها را در حوزه رسانه‌های اجتماعی خود درگیر کنید.

اندازه‌گیری موفقیت یک قیف فروش

قیف فروش شما ممکن است با رشد کسب‌وکار شما به ترفندهایی نیاز داشته باشد تا درمورد مشتریان خود بیشتر بدانید و محصولات متنوعی را تولید کنید.

یک راه عالی برای اندازه‌گیری موفقیت قیف فروش شما، ردیابی نرخ تبدیل است. به عنوان مثال شما بدانید که چند نفر بعد از کلیک در تبلیغات فیسبوک در لیست ایمیل شما ثبت‌نام می‌کنند؟

به هر مرحله از قیف فروش دقت کافی داشته باشید:

  • آیا توجه مصرف‌کنندگان را با محتوای اولیه خود به اندازه کافی جلب کرده‌اید؟
  • آیا چشم‌اندازهای شما به اندازه کافی به شما اعتماد دارند تا اطلاعات تماس خود را به شما ارائه دهند؟ آیا کمپین قطره‌ای ایمیل و سایر تلاش‌های بازاریابی خریدهای خود را ایمن ساخته‌اید؟
  • آیا مشتریان موجود دوباره برمی‌گردند و از شما خرید می‌کنند؟

دانستن پاسخ این سوالات به شما می‌گوید که در کجا باید قیف فروش خود را تغییر دهید.

چرا باید قیف فروش خود را بهینه کنید؟

واقعیت اینجاست که مشتریان آینده‌نگر گزینه‌های زیادی دارند. شما می‌خواهید آن‌ها محصولات یا خدمات شما را انتخاب کنند اما نمی‌توانید آن‌ها را مجبور کنید. در عوض باید بازار کارآمدی داشته باشید. بدون یک قیف فروش درست و بهینه شده ممکن است فروش را از دست بدهید.

چگونه قیف فروش خود را بهینه کنید؟

شما می‌توانید قیف فروش خود را به روش‌های بی‌شماری بهینه کنید. مهم‌ترین مکان‌ها برای تمرکز شما مناطقی است که مصرف‌کنندگان از آنجا به طرف مرحله بعدی قیف حرکت می‌کنند.

قبلا درمورد تبلیغات در فیسبوک صحبت کردیم. نباید فقط یک تبلیغ اجرا کنید و بهتر است ۱۰ یا ۲۰ تبلیغ داشته باشید. ممکن است این تبلیغات بسیار مشابه باشند اما آن‌ها را به سمت خریداران مختلف هدایت کنید و از ویژگی‌های هدف‌گذاری فیسبوک استفاده کنید تا مطمئن شوید که این تبلیغات در مقابل مخاطب هدف شما ظاهر می‌شود.

از تست A/B در صفحات فرود خود استفاده کنید. زمان لازم است اما شما به افراد بیشتری دست پیدا خواهید کرد و چشم‌انداز خود را با اطمینان بیشتری تبدیل خواهید کرد. شما همچنین می‌توانید از تست‌های A و B در کمیپین‌های ایمیل خود استفاده کنید. تصاویر، پیشنهادات و طرح‌های خود را تغییر دهید تا بفهمید مخاطبان شما چه پاسخی می‌دهند.

هرچند بهترین راه برای بهینه‌سازی قیف فروش شما توجه به نتایج است.

از بالای قیف شروع کنید، محتوایی ارگانیک یا پرداختی تولید کنید که تا مردم را تشویق کنید روی برند شما و CTA شما کلیک کنند. اگر یک نوع محتوا برای شما کار نمی‌کند می‌توانید چیز دیگری را امتحان کنید.

به صفحه فرود بروید و اطمینان حاصل کنید که مطالب موجود در وبلاگ یا تبلیغات فیسبوک و غیره با مطالب موجود در CTA شما همخوانی دارد. متن بدنه، تیتر CTA و تصاویر را امتحان کنید تا ببینید کدام یک بهتر کار می‌کند.

هنگامی که در مرحله اقدام از افراد می‌خواهید که از شما خرید کنند برای پیشنهادات خود از تست‌های A و B استفاده کنید. موارد کوچکی مانند حمل و نقل رایگان و یا درصد تخفیف می‌تواند تفاوت زیادی در درآمد شما ایجاد کند. و در آخر نرخ حفظ مشتری خود را ردیابی کنید. آیا افراد باز می‌گردند و بار دوم، پنجم و بیستم از شما خرید می‌کنند؟ آیا آن‌ها دوستان خود را ارجاع  می‌دهند؟

هدف شما این است که برند خود را برجسته نگه دارید. اگر هرگز مخاطبان خود را ناامید نکنید آن‌ها دلیلی برای نگاه به سایت‌های دیگر نخواهند داشت.

نمونه‌ها و مثال‌های موفق قیف فروش

مثال اول: CRAZYEGG.COM

قیف فروش Crazy Egg در سطح بالایی قرار دارد. آن‌ها یک وبلاگ با محتوا و کیفیت بالا دارند. قیف فروش آن‌ها درواقع از وبلاگ آن‌ها شروع می‌شود. این بدان معناست که بیشتر ترافیک آن‌ها از منابع ورودی مانند گوگل وارد می‌شود.

آن‌ها در قسمت پایین وبلاگ خود یک فراخوان برای اقدام یا CTA واضح برای هدایت مشتری به لیست ایمیل خود دارند. همچنین یک CTA مستقیم برای محصولات Crazy Egg وجود دارد که آن را در حدود ۷۰ درصد از پست‌ها به صورت اسلاید مشاهده خواهید کرد.

مراحل قیف فروش

  • گرفتن ترافیک (از مراجعه‌ها، ارگانیک، وبلاگ و تبلیغات).

Crazy Egg  در پایین پست‌های وبلاگ خود برای یک آزمایش ۳۰ روزه رایگان قرار داده است. اگر در لیست ایمیل ثبت‌نام کنید به صفحه اصلی آورده می‌شوید. همچنین در بالای هر صفحه به طور مستقیم به Crazy Egg لینک داده می‌شوید.

  • صفحه اصلی (ایمیل و رمز عبور لازم برای مرحله بعدی)
  • قیمت‌گذاری
  • فرم پرداخت

صفحه قیمت‌گذاری زیبایی مشابه بقیه صفحات پیج دارد. این صفحه بسیار ساده است و بیش از یک سال است که اینگونه است و آزمایشات رایگان ارائه می‌دهد. زبان این صفحه بسیار ساده است.

پس از انتخاب برنامه قیمت‌گذاری مرحله آخر اضافه کردن اطلاعات صورت حساب است که اطمینان می‌دهد تا ۳۰ روز اول هزینه‌ای دریافت نمی‌شود.

چرا این قیف فروش موفق است؟

به گفته نیل پات که سال گذشته با او مصاحبه‌ای داشتیم Crazy Egg سال گذشته درآمد خود را دو برابر کرده است. تمرکز طراحی قیف آن‌ها برروی سادگی است. نسخه زیادی وجود ندارد و در عوض تمرکز برروی تصاویر قوی قرار داده شده است. این تصاویر یکی از مواردی است که واقعا درمورد Crazy Egg متمایز است.

چه چیز  این قیف فروش را منحصر به فرد کرده است؟

Crazy Egg به جای بمباران مشتری با اطلاعات آ‌ن‌ها را آگاه می‌سازد. اطلاعات کاملا روشن و با اطمینان است بنابراین مشتریان قبل از ارسال آدرس ایمیل خود می‌دانند که چه کاری باید انجام دهند.

چگونه می‌توانست بهتر باشد؟

وقتی برای اولین بار این مقاله را در سال ۲۰۱۱ نوشتم توضیح دادم که چگونه نسخه بازاریابی برای نقشه‌برداری حرارتی می‌تواند با توضیح بهتر به مشتریان کمک کند. البته که این اطلاعات به لطف تصاویر دقیق و طراحی ساده به خواننده اجازه می‌دهد تا به طور واضح متوجه آن شود اما با توضیحات بیشتر می‌توان این اطلاعات را بهتر کرد.

مثال دوم: AUTOGROW

من نمی‌خواهم که AutoGrow را در این لیست به روز قرار دهم. من همیشه درمورد نحوه رشد و بهبود قیف فروش شما مطلب ارسال کرده‌ام اما آیا تا به حال فکر کرده‌اید که قیف فروش شرکت من چگونه است؟ اکنون به شرح آن می‌پردازم.

مراحل قیف فروش

  • گرفتن ترافیک (از طریق ارگانیک یا ارجاع از وبلاگ com)
  • صفحه اصلی (با ثبت‌نام از طریق ایمیل برای مرحله بعدی لازم است)خبرنامه، وبلاگ و دوره‌های چند روزه ما همه به صفحه اصلی باز می‌گردد. در آن مرحله از صفحه اصلی به صفحه قیمت‌گذاری می‌روید.
  • صفحه قیمت‌گذاری

بسیاری از مشتریان دوست دارند که نسخه آزمایشی ما را قبل از اتمام تماشا کنند. آن‌ها اغلب پس از دیدن نسخه نمایشی ما ثبت‌نام می‌کنند.

چرا این قیف فروش موفق است؟

ما تمام کارهایی که انجام می‌دهیم را کاملا واضح ساخته‌ایم و در حال فروش یک سرویس ماهانه با قیمت بالاتر هستیم.

مثال سوم:Grasshopper

این نام که به معنای ملخ است از آخرین باری که کاور شده است دیگر تغییر نکرده است. اما این چیز بدی نیست. زمانی که به طور اختصاصی برای آن‌ها مطلب نوشتم ذکر کردم که چگونه آن‌ها سالانه حداقل ۶۰ میلیون دلار درآمد دارند. آن‌ها واقعا قدرت بازاریابی دارند.

بیایید نگاهی به درون قیف فروش آن‌ها بیندازیم.

مراحل قیف فروش

  • گرفتن ترافیک (از طریق PR، وبلاگ و تبلیغات)
  • صفحه اصلی

نسخه دارای تغییرات جزئی است اما معنی آن یکسان است. آن‌ها هنوز همان ۳۰ روز ضمانت برگشت پول را ارائه می‌دهند. خدمات آن‌ها در یک فیلم دو دقیقه‌ای توضیح داده شده است و همچنین به طور واضح در یوتیوب ذکر شده است.

شخصیت برند (که همان نماد ملخ است) استفاده از محصولات آنان را آسان کرده است. آن‌ها همچنین طرحی جدید را ارائه داده‌اند که به سادگی محصول آن‌ها کمک می‌کند.

  • چگونگی کارکرد و ویژگی‌ها

صفحه قیمت‌گذاری Grasshopper هیچ تغییری نکرده است.

  • فرم ثبت‌نام

ابتدا باید یک شماره تلفن را برای ثبت‌نام انتخاب کنید. می‌توانید یک شماره محلی و یک شماره عوارض رایگان دریافت کنید. در صفحه بعد امکان دسترسی به متن پیام به آن شماره فراهم می‌شود. سرانجام شما به صفحه صورتحساب می‌روید که این صفحه نیز هیچ تغییری نکرده است.

چرا این قیف فروش موفق است؟

من در پست اختصاصی خود درباره این سایت به تغییرات در طراحی اشاره کردم که شکل ملخ این سایت با رنگ‌ها و سایر عناصر بهبود یافته است. آن‌ها حتی قیف فروش خود را کاهش داده‌اند تا بهتر شود. کاری که آن‌ها انجام می‌دهند به وضوح نتیجه‌بخش است. حتی بعد از سال‌ها این سایت هیچ تغییری نکرده است.

چه چیز  آن را منحصر به فرد ساخته است؟

شخصیت برند آن‌ها که به شکل یک ملخ است استفاده از محصول آن‌ها را آسان ساخته است. آن‌ها همچنان به این طرح که به سادگی با مخاطب صحبت می‌کند ادامه می‌دهند.

چگونه می‌تواند بهتر شود؟

هنوز هم انتقاداتی به این قیف فروش وارد است. نماد ملخ هنوز هم می‌تواند مخاطبان را به خود جلب کند. همچنین تعداد زیادی از مشتریان را به دلیل اینکه چند شماره تلفن و سیستم حرفه‌ای متصل به شغل خود ندارند.

همچنین من تاکید می‌کنم که آن‌ها نیاز به توضیح درمورد ضمانت ۳۰ روزه پس‌انداز پول مشتریان دارد. آن‌ها باید این مسئله را از قبل توضیح دهند تا برای مشتریان جای سوال نباشد.

مثال چهارم: BASECAM.COM

برخلاف Grasshopper، Basecamp خیلی تغییر کرده است. آن‌ها به طور مداوم طرح‌های جدید را آزمایش می‌کنند. صفحه اصلی آن‌ها همیشه در حال تغییر است. آن‌ها اثبات اجتماعی زیادی را نشان می‌دهند و تمرکز زیادی روی حل مشکلات دارند. ضمن اینکه بسیار بصری هستند و از کارتون‌ها و نقاشی‌های زیادی استفاده می‌کنند.

Basecamp بسیار شخصی احساس می‌شود. کاربران نام‌های خود را در توصیفات به اشتراک می‌گذارند و بیشتر به اثبات اجتماعی تاکید می‌کنند. با این حال این‌ها به روشی بی‌نظیر ارائه می‌شوند.

مراحل قیف فروش

  • گرفتن ترافیک (از طریق وبلاگ، PR و سرچ ارگانیک)
  • صفحه اصلی

نسخه جاری Basecamp در مراحل آزمایش است اما همانطور که گفته شد چشمگیر است. علاوه بر اثبات اجتماعی توصیفات و کارتون‌های آن‌ها جلب توجه می‌کند.

  • ثبت‌نام آزمایشی ۳۰ روزه رایگان

همانطور که گفتیم امتحان Basecamp رایگان است و در ابتدا لازم نیست اطلاعات کارت اعتباری خود را پر کنید. آن‌‎ها اطلاعات قیمت‌گذاری خود را بسیار ساده نگه داشته‌اند.

صفحه تشکر از شما (نه چندان مهم اما قابل ذکر است)

چرا این قیف فروش موفق است؟

Basecamp اثبات اجتماعی زیادی دارد و طراحی جدید آن بیش از هر زمانی دیگری بر این موضوع تاکید دارد. آن‌ها واقعا به صورت رایگان تبلیغ می‌کنند و چه کسی است که عاشق چیزهای رایگان نباشد؟

چه چیز آن را منحصر به فرد ساخته است؟

هر شرکتی می‌خواهد مشکلات را برای مشتریان خود حل کند. Basecamp اهمیت زیادی به مشتریان خود بخشیده است. صحبت با مشتریان در سطح بسیار طبیعی و واقعی صورت گرفته است.

چگونه می‌توانست بهتر باشد؟

من قبلا انتقاد زیادی به Basecamp نداشتم و هنوز هم ندارم. افراد ممکن است تجربه کاربری خود را شخصی‌تر جلوه دهند و این تنها انتقادی است که من می توانم به آن داشته باشم.

۱۴ روش برای افزایش ترافیک سایت در سال ۲۰۱۸

افزایش ترافیک سایت یک عامل مهم در بازاریابی دیجیتال به شمار می‌رود و نتیجه بخش بودن تبلیغات آنلاین تحت تاثیر ترافیک واقعی سایت می‌باشد.  برای افزایش ترافیک سایت راهکارهای متفاوتی وجود دارد.  در ادامه ۱۴ روش برای افزایش ترافیک سایت در سال ۲۰۱۸ را بررسی خواهیم کرد.

در این مقاله بصورت کامل توضیح می‌دهیم که چگونه می‌توانید ترافیک وب‌سایت خود را افزایش دهید.شما ‌می‌توانید با استفاده از این استراتژی افزایش ترافیک سایت خود را تا چندین برابر افزایش دهید.این استراتژی‌ها جزیی از بهترین‌ها و کاربردی ترین روش‌ها در سال ۲۰۱۸ هستند.
در ادامه ‌سرفصل این استراتژی‌ها برای شما آورده شده است:


۱. پست مهمان “upside down”
۲. تغییرات اساسی و بروزرسانی مقالات قدیمی
۳. لینک زدن به توییتر
۴. بهینه سازی محتوا با استفاده از عبارات هم معنی یا ‌lsi keyword
۵. ایجاد ترافیک بیشتر برای پست‌های بلاگ با تبدیل محتوا “Content Transformation”
۶. استفاده از پادکست
۷. ترویج سایت خود در وبلاگ دیگران
۸. استراتژی بازنشر محتوا
۹. استفاده از افراد تاثیر گذار در محتوا
۱۰. اشتراک گذاری ویدئو در لینکدین
۱۱. استفاده از عبارات رقابتی
۱۲. استفاده از عبارت‌های تحریک کننده در محتوا
۱۳. ریتارگتینگ یا هدف گذاری مجدد با استفاده از تبلیغات فیس بوک
۱۴. کاهش بانس ریت یا نرخ پرش از وب‌سایت


۱. پست مهمان “upside down”

پست مهمان بعنوان یک معامله در نظر گرفته ‌می‌شود. در ادامه پست مهمان را برای شما توضیح می‌دهیم:
شما یک مقاله بسیار جذاب و منحصر به فرد ‌می‌نویسید و این مقاله را در اختیار وب‌سایت‌هایی که پست مهمان قبول می‌کنند قرار می‌دهید و در ازای آن برای سایتتان لینک دریافت ‌می‌کنید. به اصطلاح شما برای کسب وکارتان تبادل کالا به کالا انجام می‌دهید. ‌

اما یک مشکل در پست‌های مهمان وجود دارد. با ما همراه باشید تا توضیحات کامل رادریافت کنید. مخاطبان مقاله شما را تا انتها ‌می‌خوانند اما معمولا به باکس نویسنده که ‌می‌رسند توجهی به آن نمی‌کنند و عبور ‌می‌کنند. ما نمی‌توانیم آنها را سرزنش کنیم یا اجبار کنیم که حتما باکس نویسنده را مطالعه کنید.
به اصطلاح باکس ‌نویسندگان در پایین صفحه به خاک سپرده ‌می‌شود. مانند عکس زیر:

این موضوع ‌می‌تواند یک مشکل بسیار بزرگ باشد. اگر کاربران پروفایل نویسندگان را نبینند، بطور حتم به سایت نویسندگان هم مراجعه نمی‌کنند.
خوشبختانه یک راه حل برای این مشکل وجود دارد: از پست مهمان وارونه”upside Down” ‌استفاده کنید.

اگر میخواهید بدانید پست وارونه چیست، در ادامه با ما همراه باشید. ما بصورت گام ‌به گام برای شما توضیح می‌دهیم:

۱. اولین گام برای نوشتن یک پست مهمان، مانند سایر مقالات، توجه به کیفیت و منحصر بودن آن است.
۲. گام دوم، گذاشتن لینک “منابع مفید” در پست مهمان است. در این بخش ۲ تا ۳ لینک از منابع مفید و مرتبط با موضوعتان قرار دهید. ‌
بعنوان مثال به تصویر زیر توجه کنید:

۳. در نهایت، محتوای خود را نیز بعنوان یکی از منابع مفید لینک دهی کنید.
بطور مثال، یک پست مهمان نوشته‌اید و آن را منتشر کرده‌اید، مانند تصویر زیر:

برای اینگونه پست‌ها استراتژی ‌و تاکتیک‌هایی در نظر گرفته شده است، در این حالت محتواهایی که توسط خودتان تولید شده‌اند را بعنوان منابع مفید لینک دهی کنید تا افراد از طریق این لینک‌ها وارد سایت شما شوند.
بررسی‌ها نشان داده‌اند که چنین لینکدهی‌هایی ۷۸% ‌بیشتر از لینکدهی در پروفایل نویسندگان ترافیک ایجاد ‌می‌کند. این روش می تواند افزایش ترافیک سایت را حداقل دوبرابر کند و ورودی های بسیاری را از گوگل دریافت کنید.

۲. تغییرات اساسی و بروزرسانی مقالات قدیمی

این استراتژی ساده ۵۰ درصد ترافیک سایت ما را در ۷ روز بیشتر کرده است.

در ادامه توضیح داده ایم چه کارهای باید برای بروز رسانی مقالات قدیمی انجام دهید:
۲-۱: قدم اول، پست‌های قدیمی که در سایتتان وجود دارد را پیدا کنید.
۲-۲: قدم دوم، تغییرات اساسی در برخی پست‌ها ایجاد کنید و آنها را برروزرسانی کنید.
بطور مشخص پستهایی که لازم است هر قسمت از آن تغییر کند را مشخص کنید و تغییرات لازم را براساس نیازهای روز اعمال کنید و مطالب قدیمی را حذف کنید.

۲-۳: سرانجام، دکمه برروز رسانی را بزنید.

پس از آن متوجه خواهید شد که ترافیک سایت شما چندین برابر شده است.
همانگونه که در عکس ‌می‌بینید ترافیک ارگانیک وب سایت شما چندین برابر شده است و ‌می‌توانید ‌مخاطبان زیادی را از طریق موتورهای جستجو بصورت ارگانیک بدست آورید. با توجه به تجربه، تغییرات اساسی در پستهای بلاگ افزایش ترافیک سایت را چند برابر می کند بدین صورت که زمانی که یک مقاله ی را تغییر می دهید گوگل فکر میکند مطالب روز را به سایت خود اضافه کردید و مقاله برروز شده را به مخاطبان نشان می دهد. بدین صورت می توانید ورودی های زیادی را دریافت کنید

۳. استفاده از لینک به توییتر “Click to Tweet”

یکی از بهترین راه‌ها برای ترافیک بیشتر در سایتتان اشتراک گذار ی محتوایتان در شبکه‌های اجتماعی مانند توییتر است. در واقع لینک‌های Click to Tweet ‌یکی از دلایلی است که بازدید از پست‌های یک سایت به ‌بالای ۱۰۰۰ تا رسیده است.

در ادامه به شما یاد خواهیم داد چگونه لینک‌ها را قرار دهید تا بدرستی کار کنند:
۳-۱: عبارتی که مرتبط با توییتر شما هستند را در محتوای خودتان پیدا کنید. این عبارت ‌می‌تواند یک عبارت کوتاه، استراتژی، نقل قول و یا یک آمار باشد. بطور مثال پست‌های خود را در لیستی از استراتژی‌های لینک سازی قرار دهید.
۳-۲: ساختن یک لینک برای توییتر
لینک توییتر(click to Tweet) را در صفحه محتوای خودتان ایجاد کنید و همچنین با استفاده از ابزارهای ‌utm ‌لینک‌هایی بسازید تا متوجه شوید چه مقدار ترافیک از طریق توییتر جذب کرد‌ه‌اید.
۳-۳: در انتها لینک‌های ساخته شده خود را در محتوایتان قرار دهید. ازاین طریق ‌می‌توانید اشتراک گذاری آسانی را برای مخاطبانتان داشته باشید.

۴. بهینه سازی محتوا با استفاده از عبارات پنهان یا ‌lsi keyword

روش‌های مختلفی بمنظور ایجاد ترافیک برای وب سایت وجود دارد، اما lsi keyword ‌یا عبارات پنهان بهترین روشی است که شما از طریق آن ‌می‌توانید مخاطبان بسیاری را جذب کنید و ترافیک وب سایت خودتان را افزایش دهید.
بسیاری از روش‌ها قدیمی شده‌اند و دیگر کاربردی برای رتبه گرفتن از موتورهای جستجو ندارند. چراکه الگوریتم مرغ مگس خوار یا Hummingbird ‌گوگل تمام استراتژی‌های مرتبط با سئو را تغییر داده است.
در حال حاضر گوگل کاملا متوجه موضوع صفحات سایت خواهد شد و از طریق کلمات پنهان و مرتبط ‌می‌فهمد که موضوع یک سایت چه چیزی است.
گوگل گفته است: الگوریتم مرغ مگس خوار یا Hummingbird بر ۹۰% ‌جستجو‌ها تاثیر می‌گذارد. این موضوع بسیار شگفت انگیز است.
اما شاید این سوال برای شما پیش آمده باشد که چگونه می‌توانید مطمئن شوید گوگل موضوع محتوای سایت شما را درک می‌کند؟

کلمات پنهان یا LSI Keyword

کلمات LSI ، کلمات یا عبارات مربوط به کلمات کلیدی نهایی مورد نظر شما هستند که از طریق آنها موضوع سایت شما مشخص خواهد شد.
به عنوان مثال؛ شما یک پست در مورد رسانه‌های اجتماعی نوشته اید.
کلمات ‌کلیدی ‌lsi و عبارت‌های مانند موارد زیر کلمات مفهومی محسوب ‌می‌شوند.

۱. صفحات فیس بوک
۲. توییتر
۳. لینکدین
۴. محتوای ویروسی
۵. پینترست

هنگامی که گوگل کلمات کلیدیLsi ‌را در محتوای شما ‌می‌بیند، بطور حتم متوجه خواهد شد که محتوا متنی تولید شده در مورد رسانه‌های اجتماعی است. شاید این سوال برای شما پیش بیاید که چطور این کلمات کلیدی LSI ‌را پیدا کنید؟
ابزارهای مختلف ایرانی و خارجی برای این کار وجود دارد. اما یک ابزار خارجی به نام lsigraph وجود داردکه بسیار کاربردی و مفید است.
این ابزار کلمات کلیدی LSI مرتبط با موضوع را برای شما پیدا ‌می‌کند و به نمایش ‌می‌گذارد و شما ‌می‌توانید این کلمات را در پست‌های بلاگتان قرار دهید.

۵. ایجاد ترافیک بیشتر برای پست‌های بلاگ با تبدیل محتوا “Content Transformation”

تبدیل کردن محتوا به قالب‌های دیگر بسیار ساده است. مثلا می‌توانید یکی از پست‌های وبلاگتان را به قالب‌های دیگر مانند کتاب الکترونیکی، ویدیو، پادکست، اینفوگرافیک و… ‌تبدیل کنید.
بطور مثال یکی از پست‌های وبلاگ سایت خود که ترند بیشتری دارد را پیدا کنید و آن را به قالب ویدئویی تبدیل کنید. ابتدا بهتر است مواردی همچون تعداد دفعات اشتراک گذاری در شبکه‌های اجتماعی و همچنین تعداد کامنت‌های گذاشته شده در زیر پست را در نظر بگیرید و سپس آن پست را به قالب دیگر تبدیل کنید و آن را در شبکه‌های ‌اجتماعی به اشتراک بگذارید. بطور مثال اگر قالب انتخابی شما ویدئو است، پست خود را در شبکه‌های اجتماعی مانند یوتیوب، آپارات، نماشا، تماشا و … قرار دهید. بدین صورت ‌می‌توانید ترافیک بیشتری را از سطح وب دریافت کنید.

۶. استفاده از پادکست

امروزه افرادی که زمان کمتری برای مطالعه دارند از پادکست استفاده ‌می‌کنند. پادکست ‌می‌تواند معجزه کند و مخاطبان بسیاری را به سمت وب سایت شما سرازیر کند.
اما این بدین معنا نیست که شما برای تولید پادکست نیاز به استودیو و تجهیزات حرفه‌ای داشته باشید. شما ‌می‌توانید با کمترین امکانات شروع به تولید پادکست کنید، همچنین ‌می‌توانید از پست‌های پادکست مهمان در سایتتان استفاده کنید.
براساس تجربه‌ای که بدست آمده پادکست ‌می‌تواند بازدید کنندگان سایت شما را تا چندین برابر افزایش دهد. همانطور که در تصویر میبینید ۹۸۴ تا ورودی برای پادکست وارد سایت شده اند.

این پادکست‌ها زمانی که در سایت‌هایی مانند soundcloud، libsyn، ناملیک و شنوتو منتشر شوند چندین هزار بازید کننده برای شما به همرا می‌آورند. شما ‌می‌توانید در انتهای صفحه لینک‌هایی را قرار دهید و از این طریق کاربران را وارد سایت خود کنید.

۷. ترویج سایت خود در وبلاگ دیگر

برای بازدید بیشتر از سایتتان ‌می‌توانید مقالات خودتان را در بلاگ‌های دیگر منتشر کنید. بطور مثال اگر در حوزه طراحی وب‌سایت فعالیت می‌کنید وبلاگ نویس‌های این حوزه را پیدا کنید و به آنها یک ایمیل مبنی بر اینکه ‌می‌خواهید یک مقاله با کیفیت و منحصر به فرد که ‌می‌تواند برای وبلاگ آن‌ها بسیار کاربردی باشد تهیه کنید و در ازای آن تعدادی بک لینک دریافت کنید. بدین صورت ‌می‌توانید ترافیک سایت خود را تا چندین برابر ‌افزایش دهید.

۸. استراتژی بازنشر محتوا

محتواهای موجود در بلاگتان ‌را لیست کنید و هرکدام از آنها که ‌می‌تواند جزو موضوعات مورد بحث روز قرار گیرد را پیدا کنید، تغییراتی برروی آن ایجاد کنید و سپس آن را بازنشر کنید. برای انتشار این مقاله ‌‌می‌توانید از شبکه‌های اجتماعی و سیستم‌های ایمیل مارکتینگ استفاده کنید. مطمئن باشید با این کار بازدید سایت خود را تا چندین برابر افزایش خواهید داد. ‌

۹. استفاده از افراد تاثیر گذار در محتوا

بهتر است در مقالاتی که ‌می‌نویسید از افراد تاثیر گذار حوزه کاری خودتان استفاده کنید. بدین صورت می‌توانید کسانی که علاقمند به این افراد هستند را جذب کسب و کار خودتان کنید. ‌با افزایش مخاطبان افزایش رتبه در موتورهای جستجو را در پی خواهید داشت.

۱۰. اشتراک گذاری ویدئو در لینکدین

براساس آمارهای بدست آمده انتشار ویدئو در لیندکین تعامل شما با مخاطبانتان را افزایش ‌می‌دهد. همچنین از این طریق ‌می‌توانید مخاطبان بسیاری را جذب کنید و ورودی‌های بسیاری را از طریق شبکه‌های اجتماعی دریافت کنید.

۱۱. استفاده از عبارات رقابتی

با استفاده از عبارات رقابتی ‌می‌توانید علاوه بر افزایش فروش مخاطبان بسیاری را هم جذب سایت خود کنید. از عباراتی مانند رایگان، مقرون به صرفه و تخفیفات استفاده کنید. همچنین می‌توانید مسابقه‌ای برگزار کنید و از این طریق علاوه بر افرادی که همیشه وارد سایت شما ‌می‌شوند، مخاطبان دیگری را هم جذب سایت خودتان کنید.

۱۲. استفاده از عبارت‌های تحریک کننده در محتوا

عبارت‌های تحریک کننده شامل عبارت‌هایی هستند که وقتی افراد با چنین محتواهایی برخورد می‌کنند علاقمند به انتشار آن‌ها در رسانه‌های مختلف ‌می‌شوند.

۱۳. ریتارگتینگ یا هدف گذاری مجدد با استفاده از تبلیغات فیس بوک

ریتارگتینگ مبحث بسیار جدیدی در دنیای آنلاین است. در اولین فرصت مقاله جامعه‌ای در مورد تبلیغات ریتارگتینگ برای شما خواهیم نوشت.
ریتارگتینگ کابردی‌ترین روش در تبلیغات آنلاین برای افزایش مخاطبانتان است. بطور دقیق تر اگرتبلیغات ریتارگتینگ فیس بوک را انجام ‌می‌دهید مخاطبانی که فیس بوک شما را دنبال کرده‌اند زمانی که از صفحه فیس بوک شما به دیگر صفحات وارد شوند تبلیغات شما را مشاهده خواهند کرد. (البته فیس بوک در ایران بسیار کم استفاده ‌می‌شود و بهتر است که از ریتارگتینگ پویا استفاده کنید)

۱۴. کاهش بانس ریت یا نرخ پرش

بانس ریت بالا ‌می‌تواند خسارت بسیاری جدی‌ای به سایت شما وارد کند، حتی ‌می‌تواند به سئو آسیب برساند. در الگوریتم “رنک برین” گوگل، بانس ریت از اهمیت بالایی برخوردار است.
روش‌های بسیاری برای کاهش بانس ریت وجود دارد، این روش‌ها عبارت‌اند از:

۱. سرعت وب سایت تان را افزایش دهید.
۲. به تجربه کاربری یا ux سایت خود توجه کنید.
۳. محتوای منحصر بفرد و مناسب تولید کنید.
۴. استراتژی لینک سازی داخلی خود را درست و دقیق بنویسید.
۵. طراحی سایتان رابهبود بخشید.
۶. چگونگی نحوه ورود کاربران را بهبود بخشید.

لندینگ پیج چیست؛ ۱۳ نوع صفحه فرود و ۱۴ راهکار بهینه‌سازی آن‌ها

لندینگ پیج (Landing Page) یا صفحه فرود، صفحه‌ایست که در راستای تحقق استراتژی بازاریابی دیجیتال با همکاری کارشناسان طراحی وب سایت و دیجیتال مارکترها طراحی می‌شود و اهدافی چون جمع آوری اطلاعات، افزایش ترافیک سایت و فروش را دنبال می‌کند. در این مقاله به بررسی ۱۳ نوع لندینگ پیج و معرفی ۱۴ راهکار کاربردی برای بهینه‌سازی صفحه فرود می‌پردازیم.

لندینگ پیج یا صفحه فرود چیست؟

صفحه فرود یا لندینگ پیج یک صفحه در در وب‌سایت شما است که در آنجا می‌توانید از طریق اطلاعات تماس بازدیدکننده منبعی از کسب‌وکار و تجارت خود را ارائه دهید. بازاریابان می‌توانند این اطلاعات تماس را با استفاده از فرم یعنی جایی که بازدیدکنندگان اطلاعاتی و جزئیاتی از قبیل نام، آدرس، ایمیل و عنوان شغل خود را وارد می‌کنند ذخیره کنند.

معرفی انواع لندینگ پیج

۱. صفحه فشار (Squeeze page)

۷۹ درصد از بازاریابی B2B می‌گویند که ایمیل موثرترین کانال برای تولید تقاضا است. بنابراین جای تعجب ندارد که صفحات فشار یکی از مهمترین و موثرترین صفحات فرود باشد.

یک صفحه فشرده‌سازی صفحه‌ای است که در آن هدف این است که آدرس ایمیل کاربر ذخیره شود. هنگامی که شما آدرس ایمیل بازدیدکننده خود را داشته باشید می‌توانید با محتوای مربوطه و پیشنهادات دیگر کار بازاریابی خود را برروی او انجام دهید.

متداول‌ترین نوع صفحه فشرده‌سازی وارد کردن محتوای بی‌درنگ برای دریافت آدرس ایمیل به منظور دریافت خبرنامه، کتاب الکترونیکی، لیست سفید و سایر مطالب ارائه شده می‌باشد.

اطمینان حاصل کنید که صفحه فشرده‌سازی شما ساده است و به اندازه کافی وسوسه‌انگیز است تا از کاربر بخواهد آدرس ایمیل خود را بگذارد.

۲. Splash page

صفحه Splash در لندینگ پیج همیشه ذخیره اطلاعات را هدف قرار نمی‌دهد. این صفحات معمولا وقتی شخصی روی یک رسانه اجتماعی یا یک لینک محتوا کلیک می‌کند استفاده می‌شود. درواقع بازدیدکننده هنگام کلیک برروی رسانه اجتماعی یا لینک محتوا به جای ارسال مستقیم به مقاله یا مقصد مورد نظر به صفحه Splash فرستاده می‌شود.

این صفحه ممکن است اعلانی را برای کاربر به اشتراک بگذارد به عنوان مثال اعلانی مانند « ما به تازگی تاریخ کنفرانس بازاریابی ۲۰۱۹ را رونمایی کرده‌ایم». همچنین ممکن است از کاربر بخواهد زبانی را که ترجیح می‌دهد یا سن خود را وارد کند. ممکن است حتی صفحه Splash تبلیغی را ارائه دهد تا ناشر از آن سود ببرد.

صفحه Splash دو کار را بسیار خوب انجام می‌دهد. اول اینکه شمارش معکوس را برروی آگهی قرار می‌دهد و به راحتی امکان کلیک کردن و ورود به مقاله بدون دیدن آگهی را به کاربر می‌دهد. و دوم اینکه آگهی را به کاربر نشان می‌دهد که هدف آن بسیار روشن است.

۳. صفحه ضبط (Lead Capture Page)

صفحه ضبط شبیه به صفحه فشار است اما به طور کلی اطلاعات بیشتری را تهیه می‌کند. اطلاعاتی مانند نام کسب‌وکار، آدرس ایمیل، عنوان شغلی و صنعت و غیره مواردی هستند که این صفحات فرود می‌خواهند ذخیره کنند.

اطلاعاتی که شما در این صفحات از بازدیدکننده درخواست می‌کنید بستگی به اهداف صفحه و اهداف تیم‌های فروش و بازاریابی شما و همچنین مکان مشتری در قیف فروش شما دارد. اگر صفحه ضبط شما بالای قیف است بهتر است از فرم‌های بلند و طولانی استفاده نکنید.

با این حال اگر مشتری شما پس از نشان دادن علاقه واقعی به محصول یا خدمات شما وارد صفحه ضبط شود در اینجا می‌توانید برای کمک به صلاحیت و هدایت آن‌ها اطلاعات بیشتری از آن‌ها بخواهید.

۴.کلیک از طریق صفحه فرود

همه بازاریابان می‌دانند که باید قبل از درخواست پول از مشتری ارزش خود را به مشتری ارائه دهند. کلیک از طریق صفحه فرود این ارزش را بدون اینکه برای مشتری ملموس باشد قبل از خرید با کلیک برروی دکمه «اکنون می‌توانید خرید خود را انجام دهید» به محصول یا خدمات شما می‌دهد.

غالبا این صفحه مانند صفحه فرود است که مزایا و ویژگی‌های محصول شما را به اشتراک می‌گذارد و مشتری را به سوال و جواب آزمایشی ترغیب می‌کند. هنگامی که آن‌ها روی دکمه کلیک می‌کنند به لندینگ پیج یا صفحه فرودی دیگری می‌روند که جزئیات قیمت گذاری را ارائه می‌دهد و به اطلاعات پرداخت نیاز دارد.

به هرحال هنگامی که مشتری شما در این صفحه فرود می‌آید متوجه خواهد شد که چگونه باید به جلو حرکت کند تا به مقصود نهایی برسد.

۵. گزینه Get started

این گزینه باید در بالای صفحه باشد. می‌توانید به این صفحه در Malchimp نگاهی بیندازید و ببینید که چگونه مزایای اصلی آن‌ها را توضیح داده است. اکنون در مرحله عالی هستید. یک دکمه Get Started  یا شروع کار در انتظار مخاطب است.

۶. صفحه لغو اشتراک یا Unsubscribe

این بدیهی است که شما نمی‌خواهید هیچ کمپینی را در صفحات اشتراک خود لغو کنید اما باید این گزینه را در نظر بگیرید. اطمینان حاصل کنید که کاربران با موفقیت می‌توانند لغو اشتراک کنند و به آن‌ها فرصتی داده می‌شود تا تنظیمات بگزیرده خود یا کادر خود را تنظیم کنند.

از این گذشته، فقط به این دلیل که آن‌ها نمی‌خواهند ایمیل های شما را دریافت کنند به این معنی نیست که آن‌ها ممکن است نخواهند سایت شما را مرور کنند. در نظر داشته باشید که یک گزینه شانس دوم ایجاد کنید تا باعث شود کاربران در صورت تمایل بتوانند دوباره مشترک شوند.

۷. صفحه فرم طولانی فروش

در فرم فروش طولانی سوالات کوتاه و مختصر به شما کمک نخواهد کرد. شما باید به هر سوالی که مشتری ممکن است برای شما داشته باشد، هر مانعی که برای خرید ممکن است وجود داشته باشد و تمام مزایایی که مشتری در هنگامی حرکت در صفحه به سمت پایین از آن لذت خواهد برد فکر کنید.

۸. صفحه تبلیغات پرداختی

اگر مشتریانی که روی تبلیغات پرداختی یا پولی برروی صفحه فرود شما کلیک کنند نداشته باشید سود زیادی را از دست خواهید داد. به طور کلی شما می‌خواهید از طریق این تبلیغات نیز در کنار فروش سود کسب کنید.

۹. صفحه ۴۰۴

۴۰۴ها هیچ وقت ظاهر خوبی ندارند اما مهم است که آن‌ها را به بهترین شکل ممکن جلوه دهید. سعی کنید درمورد ۴۰۴ها خلاقیت به خرج دهید به عنوان مثال می‌توانید از طنز برای جبران خطاها استفاده کنید و همیشه مخاطبان خود را به صفحه اصلی یا صفحه فرود بی‌طرف هدایت کنید.

صفحه فرود ۴۰۴ خود را می‌توانید طوری قرار دهید که به عنوان یک ابزار کار کند. ما در اینجا صفحه ۴۰۴ خودمان در Hubspot را مثال زده‌ایم. ما در صفحه ۴۰۴ خود به کاربر سه گزینه ارائه می‌دهیم: از وبلاگ ما دیدن کنید، درمورد نرم‌افزار ما بیشتر بدانید یا برای نسخه نمایش رایگان ثبت‌نام کنید.

۱۰. صفحه درباره ما

لزومی ندارد که صفحه درباره ما به اصطلاح بن‌بست باشد. این صفحه از صفحات فرود را می‌توانید به یک صفحه مفید تبدیل کنید.

به یک مثال از شرکت آرایشی Glossier توجه کنید. آن‌ها صفحه «درباره ما» خود را با تاریخ، چشم‌انداز و ماموریت‌های مختلف آمیخته‌اند اما همچنان به خواننده می‌آموزند که چگونه به جلو حرکت کند. در پایان صفحه نیز یک یادآوری و لینک برای خرید، پیگیری، ایمیل و اشتراک شرکت را ارائه می‌دهند و یک ایمیل اشتراک را ذخیره می‌کنند.

۱۱. Coming soon

اگر شما به زودی یک محصول جدید هیجان‌انگیز را می‌خواهید به بازار عرضه کنید اما هنوز آمادگی فاش کردن جزئیات کامل آن را ندارید، می‌توانید یک صفحه فرود یا لندینگ پیج ساده با عنوان coming soon یا «به زودی» تنظیم کنید.

می‌توانید به مخاطبان خود این پیشنهاد را بدهید که در صورت تمایل برای دریافت تاریخ راه‌اندازی محصول جدید ایمیل خود را بگذارند تا جزئیات و تاریخ دقیق محصول جدید برای آن‌ها فرستاده شود.

۱۲. صفحه قیمت‌گذاری

اگر از قیمت‌های جدید و جزئیات محصول جدید رونمایی می‌کنید ممکن است در نظر داشته باشید که یک صفحه جدید برای این تغییرات در لندینگ پیج در نظر بگیرید. صرف نظر از آن صفحه قیمت‌گذاری شما باید یکی از بهترین صفحات در سایت شما باشد.

در اینجا می‌توانیم صفحه قیمت‌گذاری Wista را مثال بزنیم که به وضوح ۳ بسته از محصولات آنان را که از صفحه شروع لینک داده شده است ترسیم می‌کند. چیزی که من درمورد صفحه قیمت‌گذاری آن‌ها دوست دارم دو جعبه‌ای است که درست بعد از لیست ویژگی‌ها و قبل از توصیفات قرار داده‌اند. آنها تماس‌‌های ویژه‌ای را برای علاقمندان ارائه می‌دهند که ممکن است نیاز آنان در این سه جعبه پیشنهادی قرار نگرفته باشد.

صفحه قیمت‌گذاری خود را به نحوی تنظیم کنید که حتی اگر از خدمات اضافی با نیاز مشتری نیز صحبتی نکردید مشتری به انتخاب خود به طرز ماجراجویانه‌ای صفحه را کنکاش کند.

۱۳. صحفه تشکر

اغلب اوقات یک صفحه تشکر از خرید هدف واقعی را دنبال نمی‌کند. این صفحه درواقع چیزی را به شما می‌گوید که از قبل می‌دانید. به عنوان مثال محتوایی مانند این در صفحه تشکر ظاهر می‌شود: «شما اکنون یکی از بهترین وایت پاپ‌های دنیا را بارگیری کرده‌اید». صفحه تشکر شما باید همراه با  یک پیشنهاد اضافه یا یک هدف برای تشکر از کاربر همراه باشد.

به شما فرصتی باور نکردنی داده شده است تا ارزش بیشتری به مشتری ارائه دهید، آن را هدر ندهید.

مثال دیگری از صفحه تشکر در Hubspot را برای شما آورده‌ایم. در این صفحه یک پیشنهاد اضافه برای دریافت مشاوره رایگان درباره اعمال محتوای تولید شده توسط کاربر ارائه شده است. فرم دریافتی مشاوره اطلاعات متفاوت و دقیق‌تری راجع به Hubspot درباره نیازهای شغلی درخواست‌کننده ارائه می‌دهد.

۱۴ راهکار عالی برای بهینه‌سازی لندینگ پیج در سال ۲۰۱۸

اگر می‌خواهید نرخ تبدیل وب‌سایت خود را بهبود بخشید بهتر است صفحه فرود خود را با استفاده از بهترین روش‌ها و داده‌های قوی بهینه‌سازی کنید. این روند از دقایقی که شروع به طراحی صفحه می‌کنید شروع می‌شود و تا مدت طولانی پس از تشکیل صفحه ادامه می‌یابد.

به ساختن این صفحات مانند ساختن محصول فکر کنید. شما نمونه اولیه محصول را در همان روز اول طراحی نمی‌کنید. بلکه ممکن است قبل از اینکه محصول را کامل کنید ۱۰۰ نمونه اولیه ایجاد کنید. صفحات فرود یا لندینگ پیج نیست درست به همین صورت کار می‌کنند. شما باید این صفحات را به نحوی بسازید که مخاطب مورد نظر شما را جلب کند، او را مجبور به اقدام کند و انتظارات او را برآورده کند.

۱.پیشنهاد خود را روشن و واضح کنید

یک کارشناس بازاریابی به نام Joe Chernov می‌گوید: «بازاریابی خوب باعث می‌شود شرکت هوشمند به نظر برسد اما بازاریابی عالی باعث می‌شوند مشتری احساس هوشمندی کند.» اگر می‌خواهید نرخ تبدیل خود را افزایش دهید بهتر است از این خرد در ساخت لندینگ پیج خود استفاده کنید.

هنگامی که برای اولین بار برنامه‌ریزی استراتژی بهینه‌سازی خود را شروع کردید به این فکر کنید که چگونه می‌توانید مشتری را به سمت تجربه احساسات مثبت سوق دهید. شما می‌خواهید که آن‌ها احساس هوشمندی، قدردانی، الهام‌بخشی و هیجان داشته باشند. با فکر کردن به هدف خاص مشتری خود شروع به کار کنید و آن هدف را به یک عنوان تبدیل کنید.

۲. لندینگ پیج خود را ساده کنید

یک لندینگ پیج بسیار ساده ممکن است آسیب‌پذیر به نظر برسد اما از پیچیدگی و گیجی مخاطب جلوگیری می‌کند. اگر می‌خواهید مخاطبان شما روی جایزه تمرکز کنند آن‌ها را به اقدام فراخوانی کنید.

Dropbox به طور مداوم یکی از نمونه‌های مورد علاقه من است. این شرکت لندینگ پیج‌های بسیار جذابی ایجاد می‌کند که حجم زیادی را بدون استفاده زیاد از کلمات بازدهی بالایی دارد. در این صفحه فقط ۵ عنصر اصلی در بالای صفحه وجود دارد و سه مورد از آن‌ها به اندازه کافی کوچک هستند تا در یک نوار پیمایش قرار گیرند. چهارمین تصویری دلپذیر اما لطیف فراهم می‌کند و آخرین عنصر تمرکز برروی Call To Action  یا همان فراخوانی برای اقدام است.

۳. رنگ‌های متضاد را امتحان کنید

بهترین لندینگ پیج‌هایی که تاکنون دیده‌ام از کنتراست رنگ زیادی استفاده کرده‌اند اما از لحاظ رنگ و وضوح بسیار عالی هستند.

در مثال Starbucks شما می‌توانید CTA را نادیده بگیرید. حتی با وجود اینکه دکمه «Join now» یا اکنون به ما پیوندید رنگ ستاره را در لوگوی سمت چپ منعکس می‌کند بسیار برجسته‌تر و واضح‌تر است. بافت سیاه زمینه تیتر CTA را پاچ می‌کند. به علاوه فضای منفی زیادی بین لوگو و بقیه عناصر وجود دارد.

۴. قسمت‌های مهم را در بالای حصار نگه دارید

اصطلاح بالای حصار یه روزنامه اتلاق می‌شود. در روزنامه‌های سنتی همیشه جذاب‌ترین داستان‌ها در صفحه اول بالای صفحه قرار داده شده بودند تا مشتریان بتوانند عناوین را ببینند و مایل به خرید روزنامه باشند.

شما می‌توانید با نگه داشتن عناصر لندینگ پیج خود در بالای صفحه دیجیتال همان کار را انجام دهید. یعنی نقطه‌ای که کاربر برای کسب اطلاعات بیشتر باید در آنجا حرکت کند. در حال حاضر که بیشتر افراد از تلفن‌های هوشمند و تبلت‌ها استفاده می‌کنند این کار کمی دشوارتر از همیشه است. خبر خوب اینکه می‌توانید از نقشه پیمایش یا Scroll map استفاده کنید تا به راحتی موقعیت مکانی متوسط را در دستگاه‌های دیگر مشخص کنید.

۵. از تکنیک‌های کمبود استفاده کنید

محدودیت زمان و محدودیت مقدار از رایج‌ترین عبارات بازاریابی هستند. کمبود بازدیدکنندگان لندینگ پیج شما را مجبور به انجام این کار و استفاده از این عبارات می‌کنند چراکه آن‌ها می‌دانند اگر زیاد معطل کنند صفحه را از دست خواهند داد.

حتی فروشگاه‌های بزرگ نیز از این روش استفاده می‌کنند. دیدن عباراتی مانند «فقط ۲ دقیقه زمان باقی است» باعث می‌شود تا کاربر بخواهد بلافاصله سفارش دهد و قبل از هر کس دیگری بتواند از محصول استفاده کند یا آن را خریداری کند.

شما می‌توانید این کار را در وب‌سایت خود انجام دهید و با  فعال کردن زمان محدود برای تخفیف یا ارائه زمان مشخص برای استفاده از یک وبینار که ممکن است دیگر هرگز اتفاق نیفتد مخاطبان را جذب کنید.

یک تایمر شمارش معکوس می‌تواند یک عنصر بصری را به محدودیت اضافه کند. این کار به بازدیدکنندگان شما می‌گوید تا چه مدت می‌توانند نسبت به این پیشنهاد اقدام کنند.

۶. دکمه‌های تماس خود را به صورت مستقیم قرار دهید

یک دکمه اقدام به تماس یا CTA نباید باعث شود که خواننده دچار استرس و سردرگمی شود. پیشنهاد خود را واضح، مختصر و شفاف بیان کنید. در عکس‌هایی که در بالا به اشتراک گذاشتیم متوجه خواهید شد که شرکت‌ها از زبان فانتزی و پیشنهادات پیچیده دوری می‌کنند و عباراتی نظیر موارد زیر را به کار می‌برند:

  • برای دانلود کلیک کنید
  • dropbox تجاری رایگان را امتحان کنید
  • اکنون متصل شوید
  • اینجا را انتخاب کنید

این عبارات بسیار ساده اما تاثیرگذار هستند.

۷. اطلاعات مخاطب را اضافه کنید

شما می‌توانید به روش‌های مختلف اطلاعات مخاطب وب‌سایت خود را در اختیار بازدیدکنندگان وب‌سایت خود قرار دهید. می‌توانید شماره تماس یا آدرس ایمیل خود را در لندینگ پیج قرار دهید و یا می‌توانید از فرم تماس استفاده کنید. مشتریان اکنون می‌دانند که می‌توانند اطلاعات تماس، پاسخ به سوالات متداول و غیره را پیدا کنند.

۸. عناوین مختلف را امتحان کنید

متن‌ها همچنان با دنیایی از تصویر و فیلم متمرکز هستند. مردم آنچه را که می‌نویسند خواهند خواند بنابراین مطمئن شوید که متن شما با مخاطب هدف شما طنین‌انداز است.

عناوین مختلف مانند تست‌ A/B را در لندینگ پیج خود آزمایش کنید. همچنین می‌توانید بدنه متن را تغییر داده و آزمایش‌های مختلفی انجام دهید تا ببینید عملکرد این عناصر چگونه است.

۹. مقاوم باشید

در حالی که پیام‌های یک برند در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، قوام بصری نیز می‌تواند تفاوتی زیادی در نرخ تبدیل ایجاد کند.

به عنوان مثال شما یک آگهی فیسبوک را قرار می‌دهید که افراد را به لندینگ پیج شما می‌برد. در اینجا باید متن، تصاویر و سایر عناصر تبلیغ شما در لندینگ پیج منعکس شود. آن‌ها باید از نظر بصری مشابه به نظر برسند و همان پیشنهاد را به مخاطب ارائه دهند. در غیر این صورت مشتری بالقوه شما دچار سردرگمی می‌شود.

۱۰. شهادت یا رضایت مخاطبان دیگر را برای کمک به کاربرانی که در تصمیم خود تردید دارند اضافه کنید

من یکی از طرفداران بزرگ اثبات اجتماعی هستم. می‌خواهم مردم بدانند که مشاغل دیگر از محصولات و خدمات من استفاده کرده‌اند. نه تنها این، بلکه من می‌خواهم ارتباط برقرار کنم تا به آن‌ها کمک کنم به نتایج خارق‌العاده‌ای برسند.

شهادت دیگران از بهترین راه‌های انجام این کار است. اگر بتوانید مشتریان خود را متقاعد کنید که یک توصیف ویدیویی ایجاد کنند در این رقابت نتیجه خواهید گرفت. نقل قول‌ها نیز از زبان خود مشتری و با درج نام کامل مشتری یک حالت ایده‌آل است.

۱۱. فرم‌های مختلف کوتاه و بلند را امتحان کنید

برخی از بازاریابان اعتقاد دارند که فقط فرم‌های فوق‌العاده کوتاه نتیجه‌بخش است. آن‌ها می‌گویند فقط آدرس ایمیل را بخواهید و هر چیز دیگر اضافی است و فرم را طولانی می‌کند، اما این همیشه درست نیست.

اگر می‌خواهید محصول یا خدمات گران قیمتی را ارائه دهید فرم طولانی‌تر می‌تواند اثربخش‌تر باشد. ممکن است تعداد مخاطب کمتری جذب کنید اما آن‌ها همگی واجد شرایط خرید خواهند بود.

به عنوان مثال، پرسیدن سوال درمورد بودجه مشتری، درمورد مشاغل طراحی وب می‌تواند باعث صرفه‌جویی در وقت شما شود. مشتری که به دنبال یک طرح ۵۰۰ دلاری است و حداقل بسته‌های شما از ۲۰ هزار دلار شروع می‌شود از خدمات شما استفاده نخواهد کرد.

۱۲. لندینگ پیج خود را برای سئو بهینه‌سازی کنید

مردم همیشه لندینگ پیج‌ها را از طریق جستجوی ارگانیک پیدا می‌کنند. به عنوان مثال ممکن است یکی از لندینگ پیج‌های شما صفحه اصلی شما باشد. این بدان معنی است که اگر کسی نام شرکت شما را جستجو کند حداقل باید یکی از صفحات شما را پیدا کند.

۱۳. پنجره خروجی را امتحان کنید

اگر یک بازدیدکننده بخواهد صفحه را ترک کند یک صفحه خروج در لندینگ پیج شما ظاهر می‌شود. این یک فرصت دیگر برای افزایش نرخ تبدیل است.

می‌توانید برای این کار از ترکیبی از تصاویر بصری قانع‌کننده، یک تیتر قوی و متن استفاده کنید تا کاربران بتوانند روی CTA کلیک کنند. سعی کنید از صفحه خروجی با تخفیف ویژه یا هر پیشنهاد دیگری استفاده کنید.

با استفاده از ابزارهایی مانند Hello Bar نه تنها می‌توانید پنجره‌های خروجی را برای صفحات جداگانه در سایت خود ایجاد کنید بلکه می‌توانید تست‌های A و B را نیز ایجاد کنید.

۱۴. برای همه چیز از تست A/B استفاده کنید

هر چه تست‌های A و B شما بیشتر باشد داده‌های شما دقیق‌تر می‌شود. هر تست A و B شما باید شامل یک تغییر واحد باشد. اگر چندین عنصر را تغییر دهید نخواهید فهمید که کدام یک از آن‌ها تفاوت در نرخ تبدیل را تحت تاثیر قرار داده است.

پس از جمع‌آوری داده‌ها و شناخت مخاطبان خود می‌توانید آنچه را که دریافته‌اید برای طراحی مجدد اعمال کنید. تست A و B می‌تواند بهبود سرعت نرخ تبدیل شما را تایید کند.

نتیجه‌گیری

اگر به تازگی بهینه‌سازی لندینگ پیج‌های خود را شروع کرده‌اید با دنبال کردن این راهنمایی‌ها می‌توانید شانس خود را برای تبدیل نرخ بازدیدکنندگان بیشتر بهبود بخشید. اکنون ۱۴ مرحله را برای افزایش نرخ تبدیل دوباره مرور می‌کنیم:

  • استراتژی سئو خود را از قبل برنامه‌ریزی کنید.
  • طراحی لندینگ پیج خود را ساده کنید.
  • از رنگ‌های متضاد استفاده کنید.
  • عناصر مهم را در بالای صفحه نگه دارید.
  • از تکنیک‌های کمبود استفاده کنید.
  • دکمه‌های اقدام به تماس را به صورت روشن و ساده ارائه دهید.
  • اطلاعات تماس را اضافه کنید.
  • عناوین مختلف را تست کنید.
  • ثابت و مقاوم باشید.
  • توصیفات و شواهد را اضافه کنید.
  • فرم‌های کوتاه و بلند مختلف را امتحان کنید.
  • لندینگ پیج‌ها را برای سئو سایت بهینه کنید.
  • سعی کنید پنجره خروج قرار دهید.
  • برای همه چیز از تست A و B استفاده کنید.

این طرح به شما کمک می‌کند تا بفهمید چه عواملی چشم‌انداز و نتایج شما را ایجاد می‌کند، بنابراین می‌توانید آن‌ها را به پیشنهادات خود اضافه کنید.

فراموش نکنید که نرخ تبدیل شما می‌تواند براساس تغییر طراحی وب‌سایت شما برروی داده‌های کاربر افزایش یابد. برای جمع‌آوری اطلاعات بیشتر درمورد بازدیدکنندگان وب‌سایت خود از گزارش‌ها و داده‌های ضبط شده تصویری نیز هرجا که توانستید استفاده کنید. با این استراتژی ها به خوبی موقعیت تسخیر رقابت را دارید.

بیگ دیتا چیست؛ عملکرد، ویژگی‌ها، منابع و انواع تحلیل کلان داده

بیگ دیتا (Big Data) یا کلان داده به حجم بالایی از داده‌ها اطلاق می‌شود که هر روز نیز بر حجم آن افزوده می‌شود و می‌توان اطلاعات ارزشمندی را از میان این حجم داده استخراج کرد. در این مقاله شما را با نحوه کار بیگ دیتا، ویژگی‌ها، انواع تجزیه و تحلیل کلان داده، منابع و مثال‌های بیگ دیتا آشنا خواهیم کرد.

بیگ دیتا

بیگ دیتا یک اصطلاح تکاملی است که حجم زیادی از ساختار، داده‌های نیمه ساختار یافته و غیرساختاری را توضیف می‌کند. این داده‌ها پتانسیل آن را دارند که برای اطلاعات استخراج شوند و در پروژه‌های یادگیری ماشین و سایر برنامه‌های پیشرفته تجزیه و تحلیل استفاده شوند.

بیگ دیتا معمولا در مقابل سه موضوع مشخص می‌شود که عبارتند از: حجم شدید داده‌ها، طیف گسترده‌ای از انواع داده‌‌ها و سرعتی که داده‌ها باید پردازش شوند. این خصوصیات ابتدا توسط داگ لانی تحلیلگر گارتنر شناسایی و در سال ۲۰۰۱ در یک گزارش منتشر شد. اخیرا نیز چندین مورد دیگر به توصیف‌های داده بزرگ اضافه شده است که از جمله آن‌ها: صداقت، ارزش و تنوع می‌باشد. اگرچه داده بزرگ با هر مقدار خاصی از داده‌ها معادل نیستند، اما این اصطلاح اغلب در تصیف ترابایت، الفاظ و حتی اگزابایت داده‌ها در طول زمان استفاده می‌شود.

بیگ دیتا چگونه کار می‌کند؟

بیگ دیتا را می‌توان به عنوان ساختار یافته و بدون ساختار طبقه‌بندی کرد. داده‌های ساختار یافته شامل اطلاعاتی است که سازمان در پایگاه داده‌ها مدیریت می‌کند و طیف گسترده‌ای دارد. این اطلاعات اغلب عددی هستند. داده‌های غیرساختاری اطلاعاتی است که سازماندهی نشده و به یک مدل یا فرمت از پیش تعیین شده نمی‌رسد. این داده‌ها شامل اطلاعات جمع‌آوری شده از منابع رسانه‌های اجتماعی است که به موسسات کمک می‌کند تا اطلاعات مربوط به نیازهای مشتری را جمع‌آوری کنند.

۳ مشخصه بیگ دیتا به طور سنتی عبارتند از: حجم یا مقدار داده‌ها، سرعتی که این داده‌ها جمع‌آوری شده است و انواع اطلاعات.

بیگ دیتا را می‌توان از طریق نظرات عمومی در شبکه‌های اجتماعی، وب‌سایت‌ها، اطلاعاتی که به صورت داوطلبانه از برنامه‌های شخصی و الکترونیک جمع‌آوری شده‌اند، از طریق پرسشنامه‌ها، خرید محصولات و چک‌های الکترونیکی جمع‌آوری کرد. حضور سنسورها و دیگر ورودی‌ها در دستگاه‌های هوشمند اجازه می‌دهد تا داده‌ها در طیف گسترده‌ای از شرایط و موقعیت‌ها جمع‌آوری شوند.

بیگ دیتا اغلب در پایگاه داده‌های کامپیوتری ذخیره می‌شود و یا با استفاده از نرم‌افزار به طور خاص برای دسته‌بندی مجموعه‌های داده‌های بزرگ و پیچیده مورد تجزیه و تحلیل قرا می‌گیرد. بسیاری از شرکت‌های نرم‌افزاری به عنوان یک سرویس در مدیریت این نوع داده‌های پیچیده تخصص دارند.

ویژگی‌های بیگ دیتا

حجم

ویژگی اصلی که یک داده را بزرگ می‌کند حجم منحصر به فرد آن است. به نظر می‌رسد تمرکز برروی حداقل واحدهای ذخیره‌سازی اهمیت زیادی ندارد، چراکه میزان کل اطلاعات هر سال در حال افزایش است. در سال ۲۰۱۰ Thomson Reuters در یک گزارش سالانه برآورد کرده است که جهان با بیش از ۸۰۰ اکسایبایت از داده‌ها روبرو است و در حال رشد است. هیچ کس واقعا نمی‌داند که چه مقدار اطلاعات جدید تولید می‌شود اما میزان اطلاعات جمع‌آوری شده در هر سال بسیار زیاد است.

تنوع

تنوع یکی از جالب‌ترین تحولات در فناوری است، زیرا اطلاعات روز‌به‌روز بیشتر دیجیتالی می‌شوند. انواع داده‌های سنتی (داده‌های ساختاری) شامل مواردی مانند تاریخ، مقدار و زمان هستند که در یک بیانیه جمع‌آوری شده‌اند.

داده‌های ساختار یافته توسط داده‌های غیرساختاری افزوده و تکمیل شده است که شامل مواردی مانند فیدهای توییتر، فایل‌های صوتی، صفحات وب، تصاویر و غیره می‌شود.

داده‌های غیرساختاری یک مفهوم اساسی در داده‌های بزرگ است. بهترین راه برای تشخیص داده‌های غیرساختاری مقایسه آن با داده‌های ساختار یافته است. داده‌های ساختار یافته را  به عنوان داده‌هایی که در مجموعه‌ای از قوانین به خوبی تعریف شده‌اند در نظر بگیرید. به عنوان مثال پول همیشه عدد است و حداقل دو رقم اعشار دارد، نام‌ها به صورت متن بیان می‌شوند و تاریخ‌ها یک الگوی خاص را بیان می‌کنند.

صحت

صحت به اعتماد داده‌ها اشاره دارد. آیا یک مدیر می‌تواند بر این واقعیت تاکید کند که داده‌ها نماینده او هستند؟ هر مدیر خوب می‌داند که اختلافات ذاتی در تمام داده‌های جمع‌آوری شده وجود دارد.

سرعت

سرعت در اینجا به معنای سرعت فراخوانی داده‌های ورودی است که باید پردازش شود. تصور کنید در هر دقیقه از یک روز چند پیغام به روزرسانی فیس‌بوک و یا پیام‌های موجودی کارت‌های اعتباری از یک حامل مخابراتی خاص ارسال می‌شود. این‌‌ها همه نمونه سرعت بالا است.

ارزش

ممکن است به نظر برخی بسیار سخت برسد اما داشتن یک هدف واقعی برای این چهار پلتفرم بسیار مهم است. آیا شما بینشی را که از تجزیه و تحلیل یک خط تولید جدید، یک فرصت فروش متقابل یا یک اقدام کاهش هزینه بدست می‌آورید جمع‌آوری می‌کنید؟ یا اینکه تجزیه و تحلیل اطلاعات شما منجر به کشف یک اثر علمی می‌شود که در نتیجه باعث بهبود مشکل شما و سازمان شما خواهد شد؟

انواع تجزیه و تحلیل بیگ دیتا

۱.تجزیه و تحلیل پیش‌بینی داده‌ها

تجزیه و تحلیل پیش‌بینی شده ممکن است در دسته‌بندی متداول‌ترین تجزیه و تحلیل داده‌ها قرار گیرد که از آن برای شناسایی روند، همبستگی و علت استفاده می‌شود. این دسته‌بندی را می‌توان به مدل‌سازی پیش‌بینی شده و مدل‌سازی آماری تقسیم کرد. اما مهم است که بدانیم این دو واقعا همگام با هم کار می‌کنند.

بیایید نگاهی به یک تبلیغات در فیس‌بوک به عنوان مثال بیندازیم که برای محصولات پخته انجام می‌شود. مدل‌سازی آماری می‌تواند برای تعیین میزان هماهنگی نرخ تبدیل با یک منطقه جغرافیایی ، مخاطبان هدف، مقیاس درآمد و منافع استفاده شود. در همینجا مدل‌سازی پیش‌بینی نیز می‌تواند  برای تجزیه و تحلیل آمار برای دو یا چند مخاطب مختلف هدف مورد استفاده قرار گیرد و مقادیر درآمد احتمالی برای هر جمعیت را برای شما مشخص کند.

۲.تجزیه و تحلیل توصیفی داده‌ها

تجزیه و تحلیل توصیفی داده‌ها جایی است که بیگ دیتا و AI در کنار هم برای کمک به پیش‌بینی نتایج و اقدام انجام شده قرار می‌گیرند. این دسته‌بندی از تجزیه و تحلیل را می‌توان بیشتر به بهینه‌سازی و آزمایش تصادفی تعبیر کرد. با استفاده از پیشرفت‌ها در یادگیری ماشین یا همان Machine learning، تجزیه و تحلیل توصیفی می‌تواند به پاسخ سوالاتی مانند «اگر این را امتحان کنیم چه می‌شود؟» و «بهترین عمل چیست؟» بدون صرف زمان در انجام آزمایش برای هر متغیر پاسخ دهد.

اساسا این تجزیه و تحلیل می‌تواند به شما کمک کند تا متغیرهای مناسب را آزمایش کنید و حتی به شما متغیرهای جدید برای تولید نتیجه مثبت بیشتر پیشنهاد می‌دهد.

۳.تجزیه و تحلیل تشخیصی داده‌ها

در  حالیکه تجزیه و تحلیل داده‌های گذشته مانند تجزیه و تحلیل داده‌های آینده جذاب نیست اما یکی از اهداف مهم در هدایت کسب‌وکار است. تجزیه و تحلیل داده‌های تشخیصی فرآیند بررسی داده‌ها برای درک دلیل و رویداد است و اینکه چرا چنین چیزی اتفاق افتاده است. تکنیک‌هایی مانند حفاری، کشف داده‎ها، داده کاوی و همبستگی‌ها اغلب در این نوع تجزیه و تحلیل استفاده می‌شود.

به طور خاص تجزیه و تحلیل داده‌های تشخیصی به ما کمک می‌کند که بفهمیم چرا یک اتفاق روی داده است. همانند سایر دسته‌بندی‌ها این نوع تجزیه و تحلیل را نیز به دو دسته خاص تقسیم می‌کنیم که شامل دسته‌بندی کشف و هشدار و دسته‌بندی پرس و جو و حفاری است. پرس و جوها و حفاری‌ها چیزی است که شما استفاده می‌کنید تا جزئیات بیشتری از یک گزارش بدست آورید. به عنوان مثال، در نظر بگیرید که یکی از بازخوردهای فروش شما در ماه گذشته به طور قابل توجهی کاهش یافته است. یک حفاری می‌تواند روزهای کاری کمتر را نشان دهد مثلا نشان دهد که ماهانه تعطیلات دو هفته‌ای را برای توضیح شیب استفاده کرده‌اند.

کشف و هشدار نیز می‌تواند برای اطلاع از یک مسئله بالقوه از قبل مورد استفاده قرار گیرد، و از قبل درمورد مسئله‌ای که می‌تواند منجر به فروپاشی در یک معامله برای شما شود هشدار دهد.

شما همچنین می‌توانید از تجزیه و تحلیل داده‌های تشخیصی برای کشف اطلاعاتی نظیر بهترین نامزد برای موقعیت جدید شرکت استفاده کنید.

۴.تجزیه و تحلیل توصیفی داده‌ها

تجزیه و تحلیل توصیفی مانند ستون فقرات یک گزارش است. بدون آن ممکن نیست که بتوانید ابزار BI و داشبورد را داشته باشید. این نوع تجزیه و تحلیل به شما پاسخ سوالات اساسی چه تعداد؟ چه وقت؟ کجا؟ و چه چیزی؟ را می‌دهد. این نوع تجزیه و تحلیل را نیز می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: گزارش‌های متفرقه و گزارش‌های نگهداری شده. گزارش‌های نگهداری شده یا به اصطلاح کنسرو شده از قبل طراحی شده است و حاوی اطلاعات درمورد یک موضوع خاص می‌باشد.

۵ منبع بیگ دیتا

۱.رسانه به عنوان یک منبع بیگ دیتا

رسانه محبوب‌ترین منبع بیگ دیتا می‌باشد. زیرا بینش‌های ارزشمندی را درمورد تنظیمات مصرف‌کننده و تغییر روند ایجاد می‌کند. از آنجایی که این برنامه به صورت خودکار پخش می‌شود و از  تمام موانع فیزیکی و جمعیت شناختی عبو می‌کند سریع‌ترین راه برای دریافت نظرسنجی عمیق از مخاطبان خود توسط یک کسب‌وکار است. همچنین الگوها و نتیجه‌گیری را جلب می‌کند و قدرت تصمیم‌گیری را افزایش می‌دهد.

رسانه‌ها شامل رسانه‌های اجتماعی و سیستم عامل‌های تعاملی مانند گوگل، توییتر، فیس‌بوک، اینستاگرام و یوتیوب و همچنین رسانه‌های عمومی مانند تصاویر، فیلم‌ها، موزیک‌ها و پادکست‌ها هستند. این رسانه‌ها بینش کمی و کیفی در هر جنبه‌ای از تعامل با کاربر را ایجاد می‌کنند.

۲.ابر به عنوان یک منبع بیگ دیتا

امروزه شرکت‌ها با استفاده از تغییر داده‌های خود از طریق ابر از منابع داده سنتی پیشی گرفته‌اند. ذخیره‌سازی ابر اطلاعات ساختار یافته و بدون ساختاری را در اختیار شما قرار می‌دهد و با استفاده از اطلاعات در زمان واقعی و بینش‌های درخواستی کسب‌وکار را بهبود می‌بخشد. ویژگی اصلی محاسبات ابری انعطاف‌پذیری و مقیاس‌پذیری است.

۳.وب به عنوان یک منبع بیگ دیتا

وب‌های عمومی داده‌های بزرگی را تشکیل می‌دهند که گسترده و به راحتی قابل دسترس هستند. داده‌های وب یا اینترنت به طور معمول برای افراد و شرکت‌ها به طور یکسان در دسترس هستند. علاوه بر این خدمات وب مانند ویکی پدیا، یک بینش سریع و رایگان را برای همه فراهم می‌کند. گستردگی وب برای کاربردهای متنوع آن به خصوص برای استارت آپ‌ها و شرکت‌های تازه تاسیس مفید است زیرا آن‌ها مجبور نیستند منتظر بمانند تا زیرساخت‌های خود را توسعه دهند تا بتوانند از بیگ دیتا استفاده کنند.

۴.IOT یا اینترنت اشیا به عنوان یک منبع بیگ دیتا

محتوای تولید شده توسط یک دستگاه یا داده‌های ایجاد شده توسط اینترنت اشیا منابع ارزشمندی از بیگ دیتا را تشکیل می‌دهند. این داده‌ها معمولا از سنسورهایی که به دستگاه‌های الکترونیکی وصل شده‌اند تولید می‌شوند. ظرفیت ارزیابی بستگی به توانایی سنسورها برای ارائه اطلاعات دقیق در زمان واقعی دارد. اینترنت اشیا اکنون در حال افزایش است و شامل اطلاعات بزرگی است که نه تنها از رایانه‌ها و گوشی‌های هوشمند بلکه از هر دستگاهی می‌تواند منتشر شود. این داده‌ها از طریق دستگاه‌های پزشکی، وسایل نقلیه، بازی‌های ویدیویی، دوربین‌ها، لوازم خانگی و غیره می‌تواند منتشر شود.

۵.پایگاه داده به عنوان یک منبع بیگ دیتا

امروزه شرکت‌ها ترجیح می‌دهند از ادغام پایگاه‌های سنتی و مدرن برای بدست آوردن داده‌های مربوطه بزرگ استفاده کنند. این ادغام راه را برای یک مدل داده ترکیبی هموار می‌کند و نیاز به سرمایه‌گذاری کم و هزینه‌های زیربنایی کم فناوری اطلاعات است. علاوه بر این پایگاه داده‌ها برای اهداف چندگانه کسب‌وکار نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. این پایگاه داده می‌تواند برای استخراج بینش‌هایی استفاده شود که کسب‌وکار را به سمت سوددهی هدایت کند. محبوب‌ترین پایگاه‌های داده شامل انواع منابع داده مانند MS Access, DB2. Oracle, SQL. و Amazon simple است. فرایند استخراج و تجزیه و تحلیل داده‌ها در میان منابع گسترده داده‌های بزرگ یک فرایند پیچیده است و می‌تواند خسته‌کننده و وقت‌گیر باشد. این موارد را می‌توان حل کرد اگر سازمان‌ها تمام ملاحظات لازم را انجام دهند، منابع داده مربوط را در نظر بگیرند و آن‌ها را به گونه‌ای تنظیم کنند که با اهداف سازمان آن‌ها سازگار باشد.

مثال‌هایی برای بیگ دیتا

۱.بیگ دیتا کار فست‌فود‌ها را سریع‌تر می‌کند

اولین مثال برای بیگ دیتا ما فست‌فود است. اگر به فست‌فودهای مک‌دونالد و برگرکینگ بروید متوجه خواهید شد که یک صف طولانی در مقابل شما قرار دارد. انتظار مطمئنن برای شما سخت است و با خود فکر می‌کنید که باید مدت طولانی را در صف منتظر بمانید. در همین لحظه متوجه می‌شوید که این صف بسیار سریع‌تر از انتظار شما حرکت می‌کند و سریع نوبت به شما می‌رسد.

در پشت صحنه چه می‌گذرد؟

چیزی که ممکن است در پشت صحنه وجود داشته باشد و شما متوجه آن نشده باشید این است که بیگ دیتا به شما کمک کرده‌اند تا کمی زودتر سفارش خود را دریافت کنید. برخی از رستوران‌ها شماره مشتریان را در روی LCD روی صفحه قرار می‌دهند. در  اینجا اینگونه کار می‌کند که اگر صف واقعا پشتیبان‌گیری شده باشد ویژگی‌ها تغییر خواهد کرد تا مواردی را که می‌توانند به سرعت آماده کنند تغییر دهند تا روند حرکت صف سریع‌تر شود. اگر صف نسبتا کوتاه است در این صورت به ویژگی‌های حاشیه‌ای در منو بیشتر می‌پردازند که برای آماده‌سازی کمی بیشتر زمان می‌برد و این باعث می‌شود غذا سریع‌تر و سریع‌تر آماده شود.

۲.چک کردن گوشی‌های هوشمند

امروزه بسیاری از ما انسان‌ها به معنای واقعی به گوشی‌های خود چسبیده‌ایم. در حالیکه زمانی گوشی تلفن همراه تنها برای دریافت تماس‌ها و پیام‌های متنی اصلی طراحی شده بود اما امروز اساسا گوشی‌های همراه تبدیل به رایانه‌های مینیاتوری شده‌اند که روند پردازش جریان بیگ دیتا و شکستن موانع جغرافیایی را طی می‌کنند.

زمانی که شما به هتل می‌روید اغلب هیجان زده هستید که اتاق خود را چک کنید و از امکانات آن لذت ببرید و به آن سرک بکشید. اما برای استفاده از خدمات گاهی ممکن است مدت زمان زیادی را صرف صف‌های طولانی غذا شود. همچنین شما همیشه کابوس گم کردن کلید اتاق خود را دارید که می‌تواند ناخوشایند و پرهزینه باشد.

شما می‌توانید در هتل‌های هیلتون از گوشی‌های هوشمند خود به عنوان کلید خود استفاده کنید و همچنین از خدمات پیشخدمت و سایر خدمات از طریق یک برنامه تلفن همراه استفاده و سفارش خود را بدهید.

در پشت صحنه چه می‌گذرد؟

در سال ۲۰۱۷ برند  این هتل توانست خود را به ۱۰ شاخه برجسته در انگلستان متصل کند و دلیل موفقیتش این نوآوری در سطح بین‌المللی بوده است. علاوه بر این تجربه مهمان نوازی هتل را نیز مستقل‌تر می‌کند و بینش‌ها و نظراتی که از طریق این برنامه جمع‌آوری شده است توانسته کیفیت ناهارخوری و نوشیدنی‌های هتل را نیز بالاتر ببرد.

این نمونه بزرگ اطلاعاتی در هتل هیلتون نشان می‌دهد که با درک قدرت اطلاعات و همچنین اتصال به دنیای دیجیتال امروز، می‌توان تجربه مشتری را تغییر داد. ما انتظار داریم که با این پیشرفت، هتل‌ها، بارها و رستوران‌های بیشتری در آینده از این فناوری استفاده کنند.

۱۷ استراتژی افزایش آگاهی از برند و روش‌های اندازه‌گیری آن

آگاهی از برند (brand awareness) دستاورد مهم برندینگ یا برندسازی به حساب می‌آید. از طریق آگاهی از برند می‌توانیم سرنخ‌های فروش را به مشتری تبدیل کنیم و در نتیجه نرخ تبدیل کسب‌وکار خود را افزایش دهیم. در این مقاله شما را با ۱۷ استراتژی افزایش آگاهی از برند و معیارهای اندازه‌گیری کمی و کیفی آن آشنا خواهیم کرد.

آگاهی از برند چیست؟

آگاهی از برند یا نام تجاری نشان می‌دهد که مخاطبان مورد نظر شما چقدر با نام تجاری شما آشنا هستند و چگونه آن را تشخیص می‌دهند. برندهایی که آگاهی نام تجاری خود را بالا می‌برند به راحتی می‌توانند روند پیشرفت را طی کنند و در معرض محبوبیت قرار گیرند. هنگامی که شما برای محصول و یا خدمات خود بازاریابی انجام می‌دهید آگاهی از نام تجاری بسیار ارزش دارد، به خصوص در مراحل اولیه کسب و کار.

آگاهی از برند ممکن است مفهومی مبهم به نظر برسد که در حقیقت مبهم نیز هست. برای آن دسته از صاحبان کسب و کار و یا بازاریابان که مایل هستند کار خود را با اعداد و ارقام منظم ارزیابی کنند ،آگاهی از برند به احتمال زیاد کمی برای آن‌ها مبهم است. اما تنها به این دلیل که این مبحث قابل اندازه گیری نمی‌باشد باعث نمی‌شود که ارزش آن را نادیده گرفت.

در اینجا راهکارهای افزایش آگاهی از برند را بررسی خواهیم کرد.

۱- برنامه‌های ارجاعی

زمانی که کاربران ببینند نفعی به آن‌ها می‌رسد با خوشحالی می‌توانند در مورد محصولات یا خدمات شما صحبت کنند و دیگران را به آن محصول یا خدمات ارجاع دهند. «دراپ باکس» یک نمونه خوب است که نشان می‌دهد چگونه برنامه‌های ارجاعی هوشمند می‌توانند یک کسب و کار را رونق ببخشند. زیرا دراپ باکس به ازای هر دوستی که از سمت شما فرستاده می‌شود ۵۰۰ مگا بایت فضای ذخیره سازی رایگان در اختیار شما قرار می‌دهد. اگر به زمانی که دراپ باکس هنوز تازه کار خود را شروع کرده بود برگردیم می‌بینیم که این برنامه ارجاعی به نوعی به بازاریابی دهان به دهان کمک کرد و باعث شد تعداد زیادی ثبت نام در دراپ باکس صورت بگیرد که یک صرفه جویی بزرگ در هزینه‌های بازاریابی بود.

۲- افزایش چشمگیر محتوای مهمان

یکی دیگر از راه‌های عالی برای به دست آوردن آگاهی برند در وب، ارائه یک توليد محتوای با ارزش فوق العاده و زرق و برق دار برای اشتراک گذاری در وبلاگ‌های دیگر است. محتوای مهمان، هنوز هم راهی قدرتمند برای برندسازی در یک صنعت و کسب و کار است.

با وجود اینکه محتوای ایجاد شده آسیبی به سایت شما نخواهد زد اما شما نیاز دارید مهمان نشر مطالب با کیفیت بالا باشید. ایجاد یک محتوای به یاد ماندنی و ارزشمند شما را به مخاطبان جدید معرفی می‌کند و تاثیر ماندگاری خواهد داشت.

۳- اینفوگرافیک‌ها

اینفوگرافیک یک روش واضح و رنگارنگ برای نمایش داده‌ها و آمار و همچنین یک روش بازاریابی بسیار جالب است. این محتوای  قدرتمند اغلب به طور گسترده به اشتراک گذاشته می‌شود و آن‌ها را تبدیل به یک ابزار عالی برای برندسازی و جهت دادن به تفکرات مخاطب کرده است.

۴- همکاری‌های محلی

یکی دیگر از استراتژی‎‌های ساخت برند و نام تجاری، همکاری با مشارکت‌های محلی است. شریک شدن با دیگر کسب و کارهای محلی برای برگزاری سمینارها یا جشنواره‌های مقدماتی و یا به عنوان مثال کمک به تیم‌های ورزشی محلی کمک به رویدادهای خیریه، باعث می‌شود که نام تجاری شما در سراسر جشنواره‌ها و رویدادها دیده شود و کمک بزرگی به شناخته شدن نام تجاری شما خواهد کرد.

۵- تبلیغات بر روی ماشین

یکی از استراتژی‌های کلاسیک و نتیجه بخش برای ساخت برند استفاده از تبلیغات بر روی ماشین است. این تبلیغات می‌تواند افراد را جذب کند و توجه زیادی را به خود معطوف کند و می‌توانید اطمینان حاصل کنید که هر کجا بروید مردم با نام تجاری شما آشنا خواهند شد. این کار را می‌توانید بر روی ماشین شرکت، یا وسیله نقلیه شخصی خود انجام دهید.

۶- خرید رایگان

همه افراد چیزهای رایگان را دوست دارند. نام تجاری خود را بر روی بسته های یا محصولات رایگان درج کنید و آن را در جشنواره‌های محلی به طور رایگان بین افراد توزیع کنید.

۷- مسابقات شبکه‎های اجتماعی

برگزاری مسابقه در شبکه‌های اجتماعی یکی دیگر از مواردی است که می‌تواند در برندسازی و تبليغات آنلاين به شما کمک کند. می‌توانید یک عکس یا ویدیو را در این شبکه‌ها ارسال کنید و از کاربران بخواهید به علاقمندی‌های خود رای دهند. شرکت کنندگان این لینک را با خانواده و دوستان خود به اشتراک می‌گذارند تا رای بیشتری کسب کنند. در نتیجه شما با این کار آگاهی برند خود را افزایش داده اید.

۸- تمرکز اجتماعی

با گسترش روز افزون تعداد شبکه‌های اجتماعی، تلاش برای فعالیت‌های بازاریابی در همه این شبکه‌های اجتماعی کاری احمقانه است. اگر کسب و کار شما برای یک شبکه اجتماعی خاص مناسب باشد، باید تمرکز خود را بر روی آن شبکه اجتماعی بگذارید. به عنان مثال، سایت‌هایی که از از عکس‌های سنگین در تبلیغات خود استفاده می‌کنند ممکن است بر روی اینستاگرام یا پینترست تمرکز کنند. شما همچین باید بدانید مخاطبان شما بیشتر از چه شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند و تمرکز خود را بر روی این شبکه‌ها قرار دهید. اما این به این معنی نیست که به طور کامل شبکه‌های اجتماعی دیگر را رها کنید، بلکه باید بیشترین تلاشتان را برای آن شبکه‌های اجتماعی خاص انجام دهید. اگر در مورد شبکه اجتماعی اصلی که در مورد آن مطمئن نیستید می‌توانید شروع به تحقیق و تجزیه و تحلیل کنید تا ببینید که ترافیک ارجاع شما در کدام شبکه بیشتر است.

۹- انتشارات لینکدین

ما قبلا کمی درباره ارزش محتوای مهمان صحبت کردیم، اما روش‌های دیگری نیز برای انتشار نام شما در وب وجود دارد. اخیرا لینکدین به کاربران اجازه داده است که از طریق ابزار انتشار، پست ها را انتشار دهند. اگر پست‌های شما توجه کافی را دریافت کنند می‌توانند در پست‌های لینکدین توسط کاربران زیادی به اشتراک گذاشته شود.

۱۰- داستان سرایی

اگر می‌خواهید که یک برند به یاد ماندنی باشید بهتر است از داستان سرایی استفاده کنید. اگر شما بتوانید داستان‌های قانع کننده‌ای ایجاد کنید که عمیقا با کاربر ارتباط برقرار کند آن‌ها نام تجاری شما را به این زودی‌ها فراموش نخواهند کرد.

۱۱- شخصیت منحصر به فرد

یکی از راه‌های مطمئن برای افزایش آگاهی برند، ایجاد هویت نام تجاری منحصر به فرد است. اگر شما در صنعتی کار می‌کنید که تا حدودی برای کمدی یا شخصیت سازی مناسب است، می‌توانید نام تجاری خود را از طریق این شخصیت به شدت به یادماندنی کنید.

نه تنها ایجاد یک شخصیت بامزه و یا کمدی مخاطبان را با تبلیغاتی جالب مواجه می‌کند بلکه باعث می‌شود آن‌ها احساسات خود را به صورتبازاریابی ویروسی به یکدیگر منتقل کنند و آن را در سراسر وب به اشتراک بگذارند.

۱۲- پادکست‌ها

شروع پادکست در صنعت خودتان به صورتی که در آن با کارشناسان آن صنعت مصاحبه می‌کنید، راهی عالی برای ساختن نام تجاری شما است. بعضی از صنایع مانند بازاریابی، تولید محتوای صوتی برای افراد مبتدی ارائه می‌دهند.

شما علاوه بر برندسازی از این طریق می‌توانید تبلیغات در پادکست را نیز امتحان کنید.

۱۳- تبلیغات کلیکی یا PPC

در حالی که این روزها سئو و بهینه سازی سایت برای موتورهای جستجو به شدت رقابتی شده است، تبلیغات PPC یک راه حل بسیار هوشمندانه برای دیده شدن برند شما در گوگل است. این تبلیغات می‌تواند به شما کمک کند در نتایج بالای جستجوی گوگل نشان داده شوید. حتی اگر کاربران در نهایت بر روی  تبلیغات شما کلیک نیز نکنند، دیدن نام تجاری شما در نتایج بالای صفحه کمک بسیار زیادی به برندسازی و آگاهی نام تجاری شما می‌کند.

۱۴- کمپین‌های  بازاریابی مجدد

چرا بازاریابی مجدد یک استراتژی پرطرفدار برای افزایش آگاهی نام تجاری است؟ بازاریابی مجدد شامل نشان دادن تبلیغاتی به کاربرانی است که از سایت شما بازدید کرده اند، اما قبل از دیدن تبلیغات آن را ترک کرده‌اند. تبلیغات بازاریابی مجدد در سراسر وب‌سایتهایی که مخاطبان شما بازدید می‌کنند قرار داده شده‌اند. آن‌ها به زودی می‌توانند نام تجاری شما را در همه جا ببینند مثلا در وبلاگ‌های مورد علاقه خود زمانی که در حال خرید هستند. این موضوع باعث می‌شود که نام تجاری شما بسیار بزرگتر شود و این یک راه بسیار عالی برای افزایش نرخ تبدیل است.

۱۵-  تبلیغاتی پولی در شبکه‌های اجتماعی

بازاریابی اجتماعی ارگانیک یا طبیعی روز به روز دشوارتر می‌شود و کسب و کارهای بیشتری به تبلیغاتی پولی در  بازاریابی شبکه‌های اجتماعیمی‌پردازند. فیس بوک و توییتر نسبتا ارزان تر و کاربردی تر هستند برای این نوع تبلیغات. در این نوع تبلیغات فرقی نمی‌کند که کاربران بلافاصله خرید کنند یا خیر، بلکه باعث ایجد آشنایی بیشتر و آگاهی از نام تجاری و در نتیجه آمادگی آن‌ها برای خرید می‌شود.

۱۶- تبلیغات جنجالی

یکی از راه‌‌های به دست آوردن آگاهی نام تجاری بحث برانگیز بودن و جنجالی بودن آن است. اما ممکن است این نوع استراتژی برای همه کسب و کارها مناسب نباشد. با این رویکرد شما ممکن است توجه مخاطب خود را به دست آورید اما اینکه این توجه خوب باشد یا بد بستگی به موضوع بحث و رویکرد شما دارد.

۱۷- بازاریابی تاثیرگذار یا اینفلوئنسر

دوستان شما که در جایگاه خوبی قرار دارند یک راه آسان برای افزایش آگاهی نام تجاری شما هستند. شما باید اینفلوئنسرها و تاثیرگذاران در صنعت خود را شناسایی کنید. این اینفلوئنسرها باید کسانی باشند که به طور بالقوه به کسب و کار شما کمک کنند. با این نوع افزایش آگاهی برند، در زمان کوتاهی تبدیل به یک برند سوپر استار خواهید شد.بنابراین اینفلوئنسر مارکتینگ را جدی بگیرید.

چگونه آگاهی از نام تجاری را اندازه گیری کنیم؟

آیا می‌دانید که فعالیت های آگاه سازی برند شما کار می‌کند یا خیر؟ اگر نه چگونه می‌خواهید این آگاه سازی را تقویت کنید و یک بحران رقابتی را رفع کنید؟ درست مانند هر روش دیگری این نوع بازاریابی نیز قابل اندازه گیری می‌باشد.

درست است که آگاهی از نام تجاری را نمی‌توان به روش‌های سنتی اندازه گیری کرد اما شما می‌توانید میزان محبوبیت و آگاهی از برند خود را با تعیین برخی معیارها و انجام برخی فعالیت‌ها بررسی کنید. در اینجا برای شما چند راه آورده‌ایم که از این طریق می‌توانید آگاهی نام تجاری خود را ارزیابی کنید:

معیارهای کمی در اندازه گیری آگاهی از برند

این اعداد می‌تواند به شما کمک کند تصویری کلی از نام تجاری  خود را به دست آورید. برای اندازه گیری کمی می‌توانید این معیارها را بررسی کنید:

  •       ترافیک مستقیم

اولا، ترافیک مستقیم نتیجه تعداد افرادی است که نام تجاری شما را در URL تایپ کرده اند و قصد بازدید از سایت شما را داشته اند. عددی که از تعداد ترافیک مستقیم شما به دست می‌آید به شما می‌گوید که بازاریابی شما تا چه حد منجر به بازدید مردم از وب سایت شما شده است. این یک معیار مهم برای شما است زیرا بسیاری از مصرف کنندگان از طریق رسانه‌های اجتماعی، تبلیغات و پیدا کردن نام تجاری شما از طریق تایپ کلمات کلیدی با محصول شما آشنا می‌شوند. هنگامی که مصرف کنندگان به طور مستقیم به سایت شما دسترسی پیدا می‌کنند به این معنی است که قبلا از نام تجاری شما آگاه شده اند.

  •         تعداد ترافیک سایت

این تعداد فقط نشان دهنده ترافیک سایت است که به شما می‌گوید چه تعداد از جمعیت عمومی اینترنت محتوای شما را چک می‌کنند. این ارقام کاملا به شما نمی‌گوید که این تعداد بازدید کننده از کجا آمده اند اما مهم این است که آن‌ها از نام تجاری شما آگاه هستند و آن را بررسی می‌کنند.

  •   تعاملات اجتماعی

تعاملات اجتماعی می‌تواند به دنبال کنندگان، لایک‌ها، توییت‌ها و دیگر نظرات اشاره دارد. تعاملات اجتماعی این را به شما انعکاس می‌دهد که چگونه بسیاری از افراد با نام تجاری شما آشنا می‌شوند و با آن ارتباط برقرار می‌کنند و همچنین محتوای شما چگونه آن‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

معیارهای کیفی در اندازه گیری آگاهی از برند

این مرحله جایی است که اعداد و ارقام نقش کمرنگ تری نسبت به معیارهای کمی دارند. اما این تاکتیک ها هنوز هم می‌توانند به شما کمک کنند تا بفهمید چه تعداد افراد از نام تجاری شما آگاه هستند.

اندازه گیری کیفی به دو صورت انجام می‌گیرد:

  •         جستجو در گوگل

انجام این کار باعث می‌شود که شما بدانید با چه سرعتی درباره نام تجاری شما در فضای آنلاین صحبت می‌شود. این کار به شما در مورد هر مراجعه شخص ثالث به وب سایت هشدار خواهد داد. دقت کنید که هرچه نام تجاری شما پیشرفت و رشد می‌کند به همان میزان نیز قوانین و ترفندهای گوگل نیز افزایش پیدا می‌کند.

  •         گوش دادن به نظرات در اجتماع

گوش دادن به نظرات در مورد برند شما در اجتماع مانند رصد شبکه های اجتماعی برای به دست آوردن نظرات طبیعی و واقعی یکی دیگر از روش‌های اندازه گیری کیفی آگاهی نام تجاری است. مواردی مانند اینکه چه کسانی شما برند شما را تگ می‌کنند، چه کسانی برند شما را منشن می‌کنند در کامنتهایشان و مخاطبان درباره نام تجاری شما در رسانه‌های اجتماعی چگونه صحبت می‌کنند.

  •         ایجاد نظرسنجی در شبکه‌های اجتماعی

این فرایند بازخورد مستقیم از مشتریان و مخاطبان را در اختیار شما قرار می‌دهد که به طور باورنکردنی برای شما مفید است. نه تنها به شما اجازه می‌دهد بدانید چه کسی از نام تجاری شما آگاه است بلکه شما را متوجه می‌کند به چه چیزهایی درباره برند خود فکر کنید.

نرخ تبدیل یا Conversion Rate چیست و چرا اهمیت بالایی دارد؟

هدف نهایی تمامی کسب‌وکارهای آنلاین کسب درآمد می‌باشد. اما این درآمد چگونه حاصل می‌شود؟ به هر اقدامی که به روند تبدیل بازدید‌کننده سایت به مشتری، منجر شود، نرخ تبدیل یا Conversion Rate می‌گویند و هر چه نرخ تبدیل رشد داشته باشد به معنای موفقیت سایت شما می‌باشد. یکی از ایده‌های اصلی در خصوص نرخ تبدیل استفاده از نظرات کاربران سایت است به‌طوری‌که آنها برای هدف شما مسیر تعیین کنند. در این مقاله شما را با محاسبه نرخ تبدیل و اهمیت آن، چگونگی بهینه‌سازی نرخ تبدیل و یکی از ابزارهای بهبود Conversion Rate آشنا خواهیم کرد.

نرخ تبدیل چگونه محاسبه می‌شود؟

هدف نهایی شما از طراحی سایت و یا طراحی سایت فروشگاهی چیست ؟ نرخ تبدیل در سایت فروشگاهی چگونه محاسبه می‌شود؟

نرخ تبدیل، نسبت تعداد تبدیل‌ها به تعداد کل بازدیدکنندگان سایت است. به عنوان مثال، اگر یک سایت فروشگاهی در ماه ۲۰۰ بازدید داشته باشد و از آن تعداد ۵۰ نفر اقدام به خرید از سایت کنند نرخ تبدیل آن ۵۰/۲۰۰ (یعنی ۲۵ درصد) خواهد بود.
«تبدیل» می‌تواند هر اقدام یا عملی باشد که شما مایلید بازدیدکنندگان سایت به آن بپردازند. این عملیات می‌تواند هرچیزی مانند یک کلیک ساده روی بخشی از سایت باشد تا انجام خرید آنلاین از سایت انجام شود.
هر اپلیکیشن و وب‌سایتی معمولا چندین هدف مختلف را به عنوان «تبدیل» تعریف می‌کنند و هر کدام نرخ تبدیل مخصوص به خود را دارند.

چرا نرخ تبدیل از اهمیت بالایی برخوردار است؟‌

ردیابی نرخ تبدیل به شما این امکان را می‌دهد که عملکرد سایت و صفحات خاصی را اندازه‌گیری کنید.

اطلاع داشتن از اینکه دقیقا چه درصدی از بازدیدکنندگان سایت عملیاتی که شما مدنظر دارید را روی سایت انجام می‌دهند می‌تواند به اندازه‌گیری میزان موفقیت سایت و همچنین پیدا کردن بخش‌هایی که نیاز به بهبود دارند کمک کند.
بهبود دادن نرخ تبدیل به شما کمک می‌کند بدون افزایش میزان بازدید، میزان فروش سایت را بالا ببرید. به عنوان مثال، اگر شما در ماه ۱۰۰۰ دلار هزینه تبلیغات برای دریافت ۵۰۰ بازدید ‌کنید، در صورتی‌که نرخ تبدیل را بهبود ببخشید، عملا ارزش ۱۰۰۰ دلاری که هزینه کردید را افزایش داده‌اید. سپس می‌توانید هزینه تبلیغات را کاهش دهید و همان میزان بازدهی را داشته باشید.

چطور نرخ تبدیل را بهبود دهیم؟

به فرآیند هدف‌گذاری، محاسبه نرخ تبدیل، و بهینه سازی سایت یا اپلیکیشن به منظور بهبود وضعیت نرخ تبدیل را بهینه‌سازی نرخ تبدیل یا CRO می‌گویند.

CRO از طریق نظریه‌پردازی در خصوص علل عدم تبدیل بازدیدکنندگان شروع می‌شود.

سپس باید روش‌هایی که باعث بهبود وضعیت می‌شود را پیدا و اجرا کرد. در اینجا باید روش‌های اجرا شده را از طریق پروسه A/B Testing بررسی کرد.

در این روش دو ورژن مختلف از یک صفحه در مقایسه با هم بررسی می‌شود تا مشخص شود که کدام ورژن عملکرد بهتری داشته است.

یک روش مفید که در بحث UX ,UI بسیار مطرح می‌باشد بحث Card Sorting می‌باشد. در این طرح، مسیر هدف شما به‌صورت فرآیندهای مجزا تفکیک‌شده و قسمت های مختلف این فرآیند روی چندین کارت مشخص شده‌اند و در اختیار جامعه‌ی کوچکی از کاربران قرار می‌گیرند.

کاربران بر اساس نظر شخصی و اینکه ترجیح می‌دهند مسیر هدف چگونه باشد، ترتیب کارت‌ها را مشخص می‌کنند. هر کدام از نوع چینش که آمار بالاتری داشته باشند به عنوان مسیر اصلی هدف انتخاب می‌شوند .

بد نیست بدانید که در اکثر سایت‌ها، فرآیند خرید محصول بیشترین ریزش مشتریان را دارد و اگر در این فرآیند بهبود ایجاد کنید، حتی اگر کاربران سایت شما افزایشی نداشته باشند، آمار تبدیل کاربران قدیمی به مشتریان جدید افزایش خواهد داشت.

این فرآیند از جمله اصلی‌‌ترین نکات در طراحی وب سایت می‌باشد و  باید در طراحی سایت حرفه ای حتما رعایت شود.

بهینه‌سازی نرخ تبدیل در عمل

Business infographics with stages of a Sales Funnel, audience, clients, target and profit. Lead and internet sales concept with funnel. Flat vector illustration.

نمونه واقعی‌ای از CRO در مطالعه موردی شرکت ComScore که یک شرکت آنالیتیکس است شرح داده شده است.

در شروع شرکت هدف‌گذاری‌ای براساس صفحه محصولات خود انجام داد،‌ نرخ تبدیل را مشخص کرد و سپس آزمایشی براساس ایده‌های مختلف برای بهبود نرخ تبدیل انجام داد. نظریه‌ای که مطرح کردند براین اساس بود که اگر نظرات مشتریان روی صفحه اصلی سایت نمایش داده شود، میزان اعتماد بازدیدکنندگان را افزایش خواهد داد و باعث بهبود یافتن نرخ تبدیل می‌شود.

آن‌ها هم چنین ورژنی از صفحه را بررسی کردند که شامل لوگوی شرکت‌های مشتری و نظرات آن‌ها درباره سایت بود. از طریق این آزمایش مشخص شد صفحه‌ای که لوگو و نظرات مشتریان را نمایش می‌داد، ۶۹ درصد بهتر از صفحه اصلی عمل کرد.

این یک نمونه واضح است که چطور یک شرکت توانست نرخ تبدیل خود را از طریق ارزیابی وضعیت فعلی سایت و انجام آزمایشات مختلف بهبود بخشد.

نرخ تبدیل سایت خود را با Optimizely ارتقا دهید

Optimizely جزو پلتفرم‌های پیشرو در زمینه آزمایش A/B و فرآیند‌های بهبود نرخ تبدیل می‌باشد. نصب Optimizely بسیار آسان بوده و فقط باید کد Javascript آن را روی سایت خود قرار دهید.

وقتی Optimizely فعال شود شما می‌توانید به‌راحتی و بدون احتیاج به کدنویسی تغییرات لازم را از طریق ویرایشگر تصویری آن انجام دهید.

اجرای آزمایش‌ها به سادگی یک کلیک است. Optimizely به صورت خودکار ورژن‌های مختلفی از صفحات را به بازدیدکنندگان نمایش می‌دهد.

بعد از اینکه آزمایش فعال شود‌ Optimizely به شما اطلاع می‌دهد چه زمانی داده‌های آماری به مقدار کافی جمع‌آوری شده است و می‌تواند با اطمینان نظر دهد که آیا تغییرات اعمال شده باعث بهبود نرخ تبدیل شدند یا خیر.
بهتر از همه این موارد‌، رایگان بودن Optimizely است. می‌توانید همین حالا روی سایت فعالش کنید.

هک رشد؛ ۳ نمونه موفق و ۱۲ تکنیک برای افزایش نرخ تبدیل

هک رشد (Growth hacking) شامل ترفندها و آزمابش‌هایی است که باعث افزایش سرعت رشد کسب‌و کار شما می‌شود. هک رشد با استفاده از روش‌های طبیعی و موثر مانند سئو سایت و بازاریابی محتوایی به بازاریابان دیجیتال کمک می‌کند تا با افزایش نرخ تبدیل به فروش بیشتر کسب‌وکارشان کمک کنند. در این مقاله قصد داریم شما را با تعریف هکر رشد، ۳ نمونه موفق و ۱۲ تکنیک هک رشد که موجب افزایش نرخ تبدیل می‌شود آشنا کنیم.

هک رشد چیست؟

تعریف هک رشد تعریف آسانی نیست اما به نظر من هک رشد به معنای تاکتیک‌های بازاریابی مختلف، تلاش‌های تبلیغاتی، تصمیم‌گیری‌هایطراحی وب سایت و سایر وظایف به منظور تولید و فروش بیشتر و سریع‌تر می‌باشد.

مهم‌تر از همه در هک رشد تجزیه و تحلیل سود، هزینه‌های مربوط به بازاریابی و تبلیغات و هر کمیت دیگری اهمیت کمتری دارد.

اولا هک رشد بسیار سریع اتفاق می‌افتد. هدف هک رشد این است که فرایندهای تجربی را امتحان کنید، سپس آن‌ها را رد یا قبول کنید و به مرحله بعد بروید. درواقع هیچ هدف طولانی مدت دیگری غیر از  رشد وجود ندارد.

اما چرا هک رشد اهمیت دارد؟ زیرا رشد می‌تواند یک کسب‌وکار کوچک یا نوپا را بسازد یا خراب کند. ممکن است شنیده باشید که چندین رستوران در عرض چند ماه پس از باز شدن تعطیل شدند. این به دلیل آن است که نمی‌توانند رشد کافی برای تبدیل سود را داشته باشند.

هکر رشد چیست؟

تصور غلطی که وجود دارد این است که یک هکر رشد باید یک بازاریاب باشد. در حقیقت بسیاری از بازاریابان ذهنیت لازم برای هک کردن رشد را ندارند. بازاریابان برای کاهش هزینه‌ها، تمرکز بر تبدیل و انجام آزمایش‌های طولانی مدت آموزش داده می‌شوند. این تاکتیک‌ها به درد هک رشد نمی‌خورند.

یک هکر رشد چه کاری انجام می‌دهد؟

هکر رشد کسی است که رشد را بر تمام عوامل کمی دیگر ترجیح داده و در اولویت قرار می‌دهد.

یک هکر رشد به جای تمرکز بر معیارهای خاص تلاش می‌کند تا با رشد هرچه بیشتر معیارهای ممکن را به حداکثر برساند و اغلب از بازاریابی کم هزینه برای رسیدن به این نتایج استفاده می‌کند.

به عنوان مثال یک استارت آپ می‌تواند از طریق سیل تبلیغات پولی رشد را به سرعت انجام دهد. در حالیکه هکرهای رشد این کار را نمی‌کنند. درواقع آن‌ها نمی‌توانند پولی را که هنوز بدست نیاورده‌اند هزینه کنند.

استراتژی‌های مختلف هک رشد ممکن است شامل بازاریابی محتوا، تخفیف‌های شدید برروی محصولات یا خدمات، رسانه‌های اجتماعی و تاکتیک‌هایی مشابه این‌ها باشد. بازاریابی اصلی آن‌ها اغلب خلاقیت آن‌ها است.

۳ مثال برای هک رشد

۱.Airbnd

احتمالا باید نام این شرکت معروف را شنیده باشید. آیا می‌دانید این استارت آپ موفق کار خود را با جستجو در Craigslist شروع کرد؟ Craiglistدرواقع وبگاهی برای طبقه‌بندی تبلیغاتی درمورد خرید، انواع خدمات و استخدام است. Airbnd متوجه شد که مخاطبان در این وبگ‌ها بیشتر به دنبال جستجوی مکان‌هایی برای ماندن هستند. آن‌ها کار خود را با خرید چند عدد رختخواب و اجاره آن به کسانیکه به دنبال مکان برای ماندن بودند شروع کردند.

Airbnd با استفاده از هک Craigslist توانست لیست ۵۰ هزارتایی خود را به ۵۵۰ هزار عدد ارتقا دهد.

۲.گوگل

درست است که گوگل در میان پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی محبوب‌ترین پلاگین نیست، اما من استراتژی هک رشد آن را در شروع کار خود تحسین می‌کنم. گوگل در ابتدا به جای اینکه درگاه‌های زیادی را ایجاد کند، تنها چند حساب ایجاد کرد. به عبارت دیگر، او فقط دعوت کرد و مردم دعوت آن را پذیرفتند.

زمانیکه شما در شروع کار نمی‌توانید مشتریان زیادی را بدست آورید انحصار می‌تواند یک هک رشد عالی باشد. مردم چیزی را که فقط در مقادیر محدود و کم وجود دارد دوست دارند.

۳.دراپ باکس

دراپ باکس یک مثال عالی از هک رشد است. این شرکت با استفاده از عنوان فضای ذخیره‌سازی رایگان برای مشتریان در خدمات خود استفاده کرد.

۱۲ مورد از بهترین تکنیک‌های هک رشد و نکاتی برای افزایش نرخ تبدیل

۱.سیستم عامل‌های اجتماعی که رقبای شما از آن استفاده نمی‌کنند را شناسایی کنید

اگر شما در یک صنعت با رقابت بالا فعالیت دارید ممکن است نتوانید بر رقیبان خود در شبکه‌های اجتماعی توییتر و فیس‌بوک غلبه کنید. در اینجا شما باید به دنبال شبکه‌های اجتماعی کوچکتر باشید.

هنگامی که شما به یک پلتفرم رسانه‌های اجتماعی بیش از رقبای خود تسلط دارید می‌توانید از این طریق به مخاطبان خود دسترسی نامحدود داشته باشید. علاوه بر این از وب‌سایت خود به آن پلتفرم اجتماعی و بالعکس  افزایش ترافیک سایت دریافت کنید و یک محیط خوب برای استاده مخاطبانتان ایجاد کنید.

راه‌های زیادی برای استفاده از این نوع هک رشد وجود دارد. شاید شما از مخاطبانتان شنیده باشید که درباره یک شبکه اجتماعی خاص صحبت میکنند. می‌توانید برروی آن شبکه اجتماعی سرمایه‌گذاری کنید و شروع به ارسال پست در آن شبکه اجتماعی کنید. بدین شکل می‌توانید بازاریابی شبکه های اجتماعی خود را گسترش دهید.

۲.با شرکت‌های دیگری در به اشتراک‌گذاری مخاطب همکاری کنید

زمانیکه صحبت از مخاطب می‌شود مشارکت گزینه بسیار خوبی در دنیای هک رشد است. اگر شما ۵۰ هزار عضو داشته باشید و یک کارآفرین دیگر در یک زمینه مرتبط ۵۰ هزار عضو دیگر داشته باشد، می‌توانید برای رسیدن به ۱۰۰ هزار عضو با یکدیگر مشارکت کنید. شما به جای اینکه به دنبال یک رقیب مستقیم باشید، در عوض بر یافتن کسب‌وکاری تمرکز می‌کنید که تکمیل کننده کسب‌وکار شما است. به عنوان مثال اگر کار شما فروش مواد غذایی حیوان خانگی است می‌توانید با کسب‌وکاری که بازی حیوانات خانگی یا سایر لوازم حیوانات خانگی را به فروش می‌رساند مشارکت کنید.

شما می‌توانید از طریق تماس تلفنی یا ایمیل به شرکای خود از این طریق دسترسی داشته باشید.

راه‌ها و ایده‌های مختلفی برای ترکیب مخاطبان با روش‌های آلی مانند تگ کردن یکدیگر در شبکه‌های اجتماعی، ارائه بسته‌بندی که باعث ترکیب محصولات شما با یکدیگر می‌شوند و مواردی از این قبیل می‌تواند برای این تکنیک هک رشد مناسب باشد.

۳.یک تخفیف یا محصول رایگان در نظر بگیرید

منظور ما از محصول رایگان یک پکیج کامل دستمال توالت ۵۲ عددی نیست، بلکه منظور ما یک تنقلات رایگان است. این کار باعث می‌شود مردم خیلی سریع به نام تجاری شما علاقمند شوند.

تبلیغ خوب در رسانه‌های اجتماعی یکی از گزینه‌ها است. همچنین می‌توانید به افراد برای اشتراک‌گذاری مطالب با دوستانشان پاداش دهید. یا ممکن است همراه با هر محصولی که مشتریان خریداری می‌کنند هدیه یا چیز خاصی به آن‌ها ارائه دهید. مثلا ما در بالا درمورد غذای حیوانات خانگی مثال زدیم، شما می‌توانید در کنار این غذا یک درمان ویژه برای آن حیوان خانگی را به او هدیه دهید.

۴.تست ثابت A/B را انجام دهید

شاید ندانید که تست A/B تا چه اندازه در هک رشد اهمیت دارد. شما ممکن است متوجه یک مشکل نشوید و نتوانید منشا آن را پیدا کنید تا زمانیکه آن را در برابر تغییرات آزمایش کنید.

من پیشنهاد می‌دهم که همه چیز را درمورد کسب‌وکار خود تست و آزمایش کنید اما بیشتر در زمینه‌های مناطق سنگین وب‌سایت خود این کار را انجام دهید مانند:

  • صفحات فرود
  • صفحه نخست
  • پایان پست‌های وبلاگ
  • صفحات فروش
  • صفحه تماس

تمرکز برروی یک ناحیه از هر صفحه نتایج شما را تغییر نخواهد داد. اگر بیش از یک متغیر را تغییر دهید متوجه نخواهید شد که چه تغییراتی بدست آمده است.

۵.طرح ‌بندی صفحه فرود خود را تغییر دهید

اگر صفحه فرود شما مخاطبانتان را تحریک نمی‌کند شاید وقت آن رسیده که آن را تغییر دهید. این کار به خصوص اگر شما تست A/B را انجام داده‌اید و هنوز مخاطبان زیادی بدست نیاورده‌اید می‌تواند بسیار کمک کننده باشد.

به یک طراحی کاملا جدید برای صفحه فرود خود فکر کنید. خود را به جای مشتری بگذارید و ببینید چه نوع صفحه‌ای آن‌ها را متقاعد خواهد کرد.به عنوان مثال شاید مخاطبان شما افراد جوانی باشد که به دنبال بازی‌های ویدیویی هستند. اگر صفحه فرود شما مرتبط با بازی و یا به صورت یک بازی طراحی شود آن را برای مخاطبانتان بسیار جذاب‌تر می‌کند.

به همان مثال غذای حیوانات بازگردیم. شما می‌توانید مجموعه ای از سوالات مربوط به حیوان خانگی را برای مخاطب و بازدید‌کننده خود ایجاد کنید و از آن‌ها بخواهید تعیین کنند کدام نوع غذا برای یک حیوان مناسب است.

۶.از مخاطبان خود بخواهید به شما ایمیل ارسال کنند

من خود چندبار این کار را با موفقیت انجام داده‌ام. من گاهی اوقات مخاطبان خود را دعوت می‌کنم تا نظرات و پاسخ خود را درمورد یک سوال برای من ایمیل کنند.

با باز کردن خطوط ارتباطی از این طریق می‌توانید گفتگوها با مخاطبانتان را شروع کنید و اطلاعات مهیجی از آن‌ها کسب کنید.

۷.در رویدادهای کوچک و محلی شرکت کنید

یک هکر رشد واقعی هیچ راهی برای دستیابی به هدف را نادیده نمی‌گیرد. اگر شما در منطقه و ناحیه خود به خوبی شناخته نمی‌شوید سعی کنید در رویدادهای محلی کوچکی که حتی در خارج از شهر برگزار می‌شود شرکت کنید. می‌توانید به عنوان یک مهمان در آنجا شرکت کنید و یا یک غرفه برای کسب‌وکارتان در آنجا رزرو کنید.

روبرو شدن با افراد مختلف و پرسیدن درمورد نیاز آن‌ها می‌تواند یک راه حل جذاب برای یک شرکت بی‌روح باشد.

۸.تعاملات را دریافت کنید

پیش از این ذکر کرده بودیم که یک محتوای تعاملی بسیار می‌تواند تاثیرگذار باشد. مردم دوست دارند با محتوای آنلاین در تعامل باشند، خواه این محتوا یک اینفوگرافیک باشد یا یک ویدیوی انیمیشن، به هرحال بسیار تاثیرگذار است. اما چرا برخی این محتوا را برای خود ایجاد نمی‌کنند؟

زیرا ساختن چنین محتوایی برای هر کسی ساده نیست. شما می‌توانید برای این امر از متخصصان این کار بهره بگیرید.

۹.چالش ایجاد کنید

یکی از راه‌های عالی برای ایجاد رابطه مثبت با مخاطبان و تقویت اعتبار کسب‌وکار شما این است که مخاطبانتان را به چالش بکشید. این چالش می‌تواند به یک هدف شخصی، یک علت خیرخواهانه یا یک خلاقیت مرتبط باشد.

به عنوان مثال الهام‌بخشی به مردم برای کمک به یک سازمان خیریه می‌تواند به تقویت صدای کسب‌وکار شما کمک کند. درگیر شدن در چیزی که به آن علاقه دارید به طور طبیعی دیگران را به سوی شما جذب می‌کند.

۱۰.شخصیت خود را منتشر کنید

مردم گاهی یک شخصیت را به خاطر خود آن شخصیت دوست دارند نه محصولات و خدمات آن. اگر شما یک شخصیت یا هویت قوی دارید می‌توانید از آن به نفع خود استفاده کنید. با این کار از برند خود یک تصویر می‌سازید که با آن به دیگران الهام می‌بخشید و کمک می‌کنید. هک رشد اغلب شناسایی آنچه شما می‌توانید برای دیگران انجام دهید قبل از اینکه تبدیل به درخواست  یا فروش شود می‌باشد.

۱۱.یک گزینه فریمیوم پیشنهاد دهید

اگر شما مالک یک شرکت نرم‌افزار یا ارائه مدل‌های نرم‌افزاری هستید ممکن است یک مدل فریمیوم در نظر بگیرید. این کار برای تمام اپلیکیشن‌ها بسیار عالی است.

پیشنهاد یک فریمیوم رایگان ممکن است زیاد کار نکند اما مردم را به سوی شرکت شما سوق می‌دهد. زمانیکه آن‌ها می‌بینند که می‌توانند از محصول شما بهره ببرند مقدار بیشتری از آن را می‌خواهند.

گاهی نه داشتن مشتری از بدست آوردن آن آسان‌تر است. به همین دلیل مدل فریمیوم به خوبی کار می‌کند. شما با این کار آن‌ها را به کسب‌وکار خود وارد می‌کنید. تنها کافی است آن‌ها را متقاعد به پرداخت کنید.

۱۲.یک ابزار رایگان مفید بسازید

بازاریابان رشد مزایای بسیار شگفت‌انگیزی از ابزارهای رایگان را کشف کرده‌اند. این ابزارها می‌تواند برای شما تعداد زیادی ترافیک تولید کند. بهتر است آن را امتحان کنید.

نتیجه‌گیری

هک رشد اغلب با بازاریابی تبدیل و بازاریابی سرنخ اشتباه گرفته می‌شود در صورتیکه خیلی با آن‌ها متفاوت است.

یک هکر رشد به تمام معیارهای کمی کوچک اهمیت نمی‌دهد. او درواقع یک رشد سریع در کوتاه‌ترین زمان ممکن ایجاد می‌کند. گاهی اوقات این بدان معنی است که از طریق تبلیغات، هدیه‌ها، مسابقات و هدایای رایگان در مردم انگیزه ایجاد می‌کند.

این تنها شما هستید که می‌دانید چه چیزی برای کسب‌وکار خاص شما بهتر است. حداقل ۳ مورد از این نکات هک رشد را امتحان کنید و بقیه را به شیوه خود انجام دهید.

محاسبه ی فضای مصرفی هر اکانت در پلسک plesk

در این مقاله نحوه محاسبه ی فضای مصرفی اکانت ها در کنترل پنل پلسک را شرح میدهیم:

توجه: این راهنمای برای مدیران Plesk با دسترسی  SSH به سرور در نظر گرفته شده است.

۱- ابتدا از طریق remote desktop در سرور های ویندوزی و یا از طریق ssh در سرور های لینوکس به سرور خود متصل شوید.

۲- از ابزار آمار برای محاسبه آمار دسترسی به صفحه وب، آمار استفاده از ترافیک و آمار استفاده از فضای دیسک در محدوده فعالیت Daily Maintenance Task استفاده کنید:

برای ویندوز در محیط دستور

۷ استراتژی بازاریابی دیجیتال که بسیار کاربردی است

هیچ مشکلی وجود ندارد که در بخش تدوین استراتژی بازاریابی کسب و کارتان بازاریابی دیجیتال را هم قرار دهید. به این ترتیب شما توانایی جذب کردن مصرف کنندگان و کسب‌و‌کارهایی که همیشه آنلاین هستند را خواهید داشت.
این چشم انداز می‌تواند سرعت شما را هنگامی‌که کسب و کارتان در حال توسعه است، چند برابر کند. بازاریابی دیجیتال امروزه از روش های مختلفی انجام می‌شود. شما چگونه می‌خواهید استراتژی بازاریابی دیجیتال خود را ایجاد، تنظیم و حفظ کنید؟

استراتژی بازاریابی دیجتال چیست؟

بطور خلاصه: استراتژی دیجیتال مارکتینگ مجموعه‌ اقداماتی است که کمک می‌کند به اهدافتان دست پیدا کنید. اصطلاح “استراتژی” به نظر ترسناک است، اما تاثیر یک استراتژی دیجیتال درست، برای یک کسب‌و‌کار بسیار شگفت انگیز است.
به عبارت ساده‌تر، استراتژی یک برنامه‌ عملیاتی برای رسیدن به یک یا چند هدف مطلوب است. به طور مثال، هدف اصلی شما ممکن است منجر به افزایش ۲۵ درصدی مخاطبان شما نسبت به سال گذشته شود.
بسته به مقیاس کسب‌و‌کار شما، استراتژی بازاریابی شما شامل چندین هدف و بخش‌های مختلف می‌گردد، اما داشتن نگاه ساده به استراتژی نیز به شما کمک می‌کند به اهدافتان دست پیدا کنید.
علیرغم ساده سازی عبارت استراتژی، بدون شک می‌توانید به یک ساختار دشوار هم دست‌ یابید. در ابتدا می‌خواهیم ببینیم یک کمپین بازاریابی دیجیتال چیست و سپس به ۷ راهکار بازاریابی که برای استراتژی بازاریابی دیجیتال شما بسیار موثر است می‌پردازیم.

کمپین بازاریابی دیجیتال چیست؟

توجه داشته باشید که نباید استراتژی دیجیتال مارکتینگ را با کمپین دیجیتال مارکتینگ یکسان بدانید، اما چگونه می‌توانیم این دو را از هم تشخیص دهیم.
همانطور که قبلا ذکر شد، استراتژی دیجیتال مجموعه‌ اقداماتی است که کمک می‌کند تا به اهداف بازاریابی‌تان دست پیدا کنید. کمپین‌های دیجیتال مارکتینگ مانند بلوک‌های ساختمان یا مجموعه اقداماتی در استراتژی شما هستند که شما را به سمت هدفتان حرکت می‌دهند.
بطور مثال، ممکن است تصمیم بگیرید یک کمپین برای به اشتراک گذاری برخی محتواهای با اهمیتتان در توییتر راه اندازی کنید تا مخاطبان بیشتری را از طریق این کانال بدست آورید. این کمپین بخشی از استراتژی شما برای تولید مخاطبان بیشتراست.
به این نکته توجه داشته باشید اگر یک کمپین چندین سال هم طول بکشد به عنوان یک استراتژی انتخاب نمی‌شود، بلکه یک تاکتیک در کنار سایر کمپین‌ها برای ایجاد استراتژی شما می‌باشد.
در حال حاضر با اصول اولیه استراتژی دیجیتال و کمپین دیجیتال مارکتینگ آشنا شده‌اید.

چگونه یک استراتژی جامع دیجیتال ایجاد کنیم؟

۱٫ پرسونای خریداران خود را ایجاد کنید

برای هر استراتژی بازاریابی (آفلاین یا آنلاین) شما باید بدانید برای چه کسانی بازاریابی می‌کنید. بهترین استراتژی بازاریابی دیجیتال این است که برپایه شخصیت یا پرسونای خریداران ایجاد شود و اولین قدم در استراتژی ساخت پرسونای خریداران است.
پرسونای خریداران، مشتریان ایده آل شما را نشان میدهد. می‌توانید با تحقیق، نظر سنجی و مصاحبه با مخاطبان هدفتان آن رابدست آورید. بسیار مهم است که این اطلاعات را بصورت حقیقی بدست آورید.
برای ایجاد تصویری از پرسونای خودتان، تحقیقاتی پیرامون ترکیبی از مشتریان، چشم اندازها و همچنین افرادی که خارج لیست اطلاعات تماس شما قرارگرفته‌اند و همتراز با مخاطبان هدفتان هستند، انجام دهید.
اما چه نوع اطلاعاتی باید برای پرسونای خریدارانتان جمع آوری کنید و آنها را به کسی که استراتژی بازاریابی دیجیتال شما را انجام می‌دهد تحویل دهید؟

اطلاعات کمی (دموگرافیک)

موقعیت

با استفاده از ابزار وب آنالیزها مانند گوگل آنالیتیکس می‌توانید متوجه شوید ترافیک وب سایت شما از کجا می‌آید.

سن

بسته به کسب و کار شما ممکن است سن مخاطبان شما مرتبط باشد یا نباشد. بهتر است این داده‌ها را جمع آوری کنید و گرایش‌های موجود را در پایگاه داده‌های مشتری شناسایی کنید.

درآمد

بهتراست جمع آوری اطلاعات حساس مانند درآمد شخصی افراد در مصاحبه حضوری از خود شخص پرسیده شود، ممکن است برخی افراد علاقه‌ای به اشتراک گذاری این قبیل اطلاعات از طریق فرم نداشته باشند.

عنوان شغلی

عنوان شغلی می‌تواند یک ایده کلی از مشتریانتان به شما بدهد و بیشتر مربوط به شرکت‌های B2B است.

اطلاعات کیفی (روانشناسی)

اهداف

شما ممکن است بسته به نیازی که خدمات یا محصولاتتان برای رفع آن ایجاد شده‌اند، از قبل ایده خوبی برای رسیدن به اهدافتان در نظر گرفته باشید. با این حال بهتر است برای تثبیت فرضیات خود با مشتریان، کارشناسان فروش داخلی و نمایندگان خدمات مشتریان صحبت کنید.

چالش‌ها

دوباره با مشتریان، فروشندگان و نمایندگان خدمات مشتریان تماس بگیرید تا مشکلات رایج مخاطبانتان را پیداکنید.

سرگرمی‌ها و علاقه مندی‌ها

با مشتریان و افرادی که با مخاطبان مورد نظر شما هماهنگی دارند صحبت کنید. بطور مثال اگر شما یک برند مد هستید باید بدانید آیا مخاطبان شما علاقمند به تناسب اندام و تندرستی هستند، بر این اساس می‌توانید محتواهای آینده خود را پیاده سازی کنید.

اولویت‌ها

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد کسب و کارتان  با مشتریان و مخاطبان مورد نظر خود بیشتر صحبت کنید. بطور مثال، اگر شما یک شرکت نرم افزاری B2B هستید، دانستن این موضوع که مخاطبان شما احتمالا ارزش پشتیبانی مشتری را بالاتر از قیمت رقابتی می‌دانند، می‌تواند بسیار ارزشمند باشد.
این اطلاعات را بدست بیاورید و مانند مارکتینگ مولر (در عکس زیر) یک یا چندین پرسونا ایجاد کنید، و اطمینان حاصل کنید که آن‌ها در هسته استراتژی بازاریابی دیجیتال قرار دارند.

۲٫ اهداف و ابزار بازاریابی دیجیتالی مورد نیازتان را شناسایی کنید

اهداف بازاریابی شما باید به اهداف کسب و کارتان متصل باشد. بطور مثال، اگر هدف کسب و کار شما افزایش ۲۰ درصدی درآمد باشد یا  هدف شما به عنوان یک بازاریاب ممکن است افزایش۵۰ درصدی لید یا مخاطب از طریق وب سایت باشد تا از این طریق شرکت خود را به موفقیت نزدیکتر کنید.
هدف شماهرچه هست، باید بدانید که چگونه آنرا اندازه گیری کنید، مهم تر از آن اینکه در واقع قادر به اندازه گیری آن باشید(بطور مثال، ابزار بازاریابی دیجیتال مناسب در اختیار داشته باشید). چگونه کارآیی استراتژی بازاریابی دیجیتال خود را اندازه گیری می‌کنید؟ پاسخ این سوال برای هرکسب و کاری متفاوت است و به هدف شما بستگی دارد، اما یک امر ضروری برای حصول اطمینان از درستی کارتان است. چراکه این معیارها به شما در تنظیم استراتژی‌های آینده تان کمک می‌کند.

برا ی بدست آوردن تمام اطلاعات مربوط به بازاریابی و فروش شما می‌توانید از افزونه Reporting در‌ هاب اسپات استفاده کنید.

۳٫ کانال‌های بازاریابی دیجتال خود را ارزیابی کنید.

هنگامی که کانال‌های دیجیتال مارکتینگ و دارایی‌های خود را برای درج در استراتژی تان در نظر می‌گیرید، بهتر است ابتدا تصویر بزرگتری را در نظر بگیرید چرا که این‌کار از غرق شدنتان جلوگیری خواهد کرد. با استفاده از چارچوب‌های “رسانه‌هایی که مالکیت آن‌ها را دارید” ، “رسانه‌هایی که آن‌ها را بدست آورده‌اید” و “رسانه‌هایی که برای آن‌ها هزینه پرداخت کرده‌اید” می‌توانید ابزارها و دارایی‌های دیجیتال خود را تقسیم‌بندی کنید.

رسانه‌های شما شامل تمام رسانه‌هایی است که به برند یا شرکت شما متعلق باشد ، از جمله وب سایت شما، پروفایل شبکه‌های اجتماعی، محتوا یا تصاویر وبلاگ. رسانه‌های شما آن‌هایی هستند که کسب و کار شما کنترل کامل آن‌ها را در دست داشته باشد. همچنین می‌تواند شامل برخی از محتواها خارج وب سایت شما باشد، مانند یک وبلاگ که آن را درmedium منتشر می‌کنید.

رسانه‌های بدست آمده یا اکتسابی (Earned media)

Earned media یا رسانه‌های اکتسابی اشاره به تبلیغات دهان به دهان دارد که افراد شما را در کانال‌های مختلف تبلیغ می‌کنند بدون اینکه شما هزینه ای پرداخت کنید. مانند محتواهای شما که در وب‌سایت‌های دیگر قرار می‌گیرند، کارهای مربوط به روابط عمومی یا PR که انجام می‌دهید و یا بازخوردی که از تجربه مشتری راضی دریافت می‌کنید. شما می‌‌توانید با ذکر شدن نامتان در یک مجله و یا از طریق انتشار محتواهای شما توسط مشتریان و یا دریافت یک نقطه نظر مثبت در واقع یک رسانه برای خود کسب کنید.

رسانه‌های پولی و یا Paid media

رسانه‌ای که برای تبلیغات از طریق آن‌ها باید پول پرداخت کنیم. شرکتها یا سازمان‌ها برای اینکه مشتریان را جذب کسب و کارشان کنند به رسانه‌ها هزینه پرداخت می‌کنند. این رسانه‌ها شامل مواردی همچون گوگل ادز، تبلیغات شبکه‌های اجتماعی، تبلیغات همسان یا نیتو ( مانند پست‌های sponsored در وب سایت‌های دیگر) و هر رسانه دیگری هستند که برای دیدشدن یک برند در آن‌ها باید هزینه پرداخت شود.
لیستی از این رسانه‌ها را در یک اکسل طبقه بندی کنید، بطوری که یک تصویر واضح از رسانه‌های موجود، رسانه‌های اکتسابی و رسانه‌هایی که باید برای آن‌ها پول پرداخت کنید در ذهن‌تان داشته باشید.
استراتژی بازاریابی دیجیتال شما ممکن است ترکیبی از کانال‌های مختلفی باشد و در صورتی که همه‌ی اینها بایکدیگر و همزمان کار کنند به دستیابی به اهدافتان کمک ‌کند. بطور مثال ممکن است یک تکه از محتوای شما برروی لندینگ پیجی از یک وب سایت باشد. برای افزایش تعداد مخاطبان از طریق محتوا، باید تمام تلاشتان را کنید که یک محتوای کاملا جذاب ایجاد کنید، به گونه‌ای که این محتوا از طریق افراد دیگر در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شود. چنین کاری افزایش ترافیک را درپی خواهد داشت.
برای موفقیت محتوایی که توسط شما تولید شده است آن‌را در صفحه ی فیس بوکتان قرار دهید اما برای دیده شدن بیشتر پولی به ازای آن پرداخت کنید.
این دقیقا مانند این است که ۳ نفر در کنار هم کارکنند تا به هدفشان برسند. البته، اجباری نیست که از سه نفر استفاده شود. اگر در رسانه‌هایی که مالکش خودتان هستید و رسانه‌های اکتسابی یا earned media موفق هستید، ممکن است که دیگر نیازی به سرمایه گذاری در رسانه‌های پولی نباشد. برای رسیدن به اهدافتان بهترین راه حل را ارزیابی کنید و سپس کانال‌هایی که برای کسب و کار شما مناسب است رابه استراتژی خود اضافه کنید.
در حال حاضر می‌دانید که از چه مواردی استفاده می‌کنید، از همین حالا می‌توانید شروع کنید وتصمیم بگیرید که چه مواردی را نگهدارید و چه مواردی را حذف کنید.

۴٫ بررسی و برنامه‌ریزی برای رسانه‌هایی که متعلق به خودتان است

در قلب بازاریابی دیجیتال، رسانه‌هایی وجود دارند که متعلق به شما هستند و تقریبا همیشه محتوا را شکل می‌دهند. هر پیامی که برند شما منتشر می‌کند بطور عمومی می‌تواند به عنوان محتوا طبقه بندی گردد. مانند یک صفحه از سایت شما، توضیحات محصول، پست‌های وبلاگ، کتاب‌های الکترونیکی، اطلاعات اینفوگرافیک یا پست‌های شبکه‌های اجتماعی. محتوا به شما کمک می‌کند تا بازدیدکنندگان سایتتان را به مخاطب (لید) و مشتری تبدیل کنید و کمک می‌کند تا برندینگ شما ارتقا پیدا کند. همچنین می‌توانید رتبه خود را در موتورهای جستجو ارتقا دهید.
برای ساخت استراتژی بازاریابی دیجیتال خود، تصمیم بگیرید که چه محتوایی به شما کمک می‌کند تا به اهداف خود برسید. اگر هدف شما این باشد که بخواهید افزایش ۵۰ درصدی در تعداد افرادی داشته باشید که از طریق وب‌سایت به شما رجوع می‌کنند؛ بعید است که بخواهید صفحه درباره ی ما در استراتژی شما گنجانده شود.
اگر شما یک کتاب الکترونیکی تهیه کرده باشید و آنرا برروی وب سایتتان قرارداده باشید و از طریق یک فرم اطلاعات مشتریان را دریافت کنیدو سپس کتاب خودتان را ارسال کنید احتمالا از این طریق مخاطبان بیشتری را دریافت خواهید کرد. در ادامه خلاصه‌ای از فرآیندی آمده است که از طریق آن می‌توانید از محتوا برای رسیدن به اهداف بازاریابی دیجیتال خود استفاده کنید.

محتوای موجود خود را بررسی کنید.

محتوای موجود خودتان را لیست کنید و به هرکدام براساس اینکه کدام یک کارایی بهتری برای رسیدن به اهدافتان را دارد رتبه بندی کنید. بطورمثال اگر هدف شما تولید لید است ، به محتوای‌هایی که بیشترین لید را برای سایت شما آورده‌اند بالاترین رتبه را بدهید.
ممکن است که یک پست وبلاگ خاص، یک کتاب الکترونیکی یا حتی یک صفحه خاص در وب سایت شما وجود داشته باشد که لید بیشتری را جذب کرده باشد.
ایده دراینجا این است که در حال حاضر چه چیزی به خوبی در حال کار کردند است و برطبق آن برنامه ریزی کنید.

شناسایی گپ‌ها در محتوای موجود شما

براساس پرسونای خریداران، هرگونه گپ را می‌توانید در محتوا شناسایی کنید.
اگر شما یک آموزشگاه تدریس ریاضی دارید و در تحقیقاتی که درباره پرسونایی مخاطبانتان انجام دادید متوجه شدید که بزرگترین چالش شما پیدا کردن راهی برای ایجاد اشتیاق در مطالعه است. اما شما هم هیچ گونه محتوایی در این مورد ندارید، بنابراین شروع به تولید محتوای جذاب می‌کنید.
و یا احتمالا با بررسی محتوای موجود، شاید شما متوجه شوید که کتاب‌های الکترونیکی می‌تواند تاثیر بسزایی روی مخاطبان شما داشته باشد و مخاطبان بسیاری را به مشتریان تبدیل کند (حتی بیشتر از برگزاری یک وبینار ). بتابراین در مورد کیس آموزشگاه ریاضی شما ممکن است در نهایت تصمیم به اضافه کردن یک کتاب الکترونیکی در مورد “چگونه با اشتیاق بیشتری مطالعه کنیم؟” کنید. این موضوع می‌تواند به جذب مخاطبانی که چنین چالشی را دارند منجر شود.

یک برنامه محتوای ایجاد کنید

براساس یافته‌های شما و گپ‌های که شناسایی کرده‌اید، یک طرح محتوا را تهیه کنید که حاوی مطالب مورد نیاز برای رسیدن به اهدافتان ‌باشد. این طرح باید شامل موارد زیر می‌گردد:

  • عنوان
  • فرمت
  • هدف
  • کانال‌های تبلیغاتی
  • چرا شما چنین محتوایی را ایجاد می‌کنید
  • سطح اولویت (برای کمک به شما در تصمیم گیری در مورد آنچه که به شما بیشترین هیجان را می‌دهد)

۵٫ بررسی و برنامه ریزی برای رسانه‌ها ی اکتسابی یا earned media

ارزیابی رسانه‌های اکتسابی قبلی شما می‌تواند کمک کند تا در کدام رسانه‌ها تمرکز کنید. نگاه کنید که ترافیک و مخاطبان شما از کجاها بدست می‌آیند. بدین صورت می‌توانید به رسانه‌های اکتسابی خود رتبه بدهید.
شما می‌توانید اطلاعاتی از ابزارهای مانند گوگل آنالیتیکس بدست بیاورید.

ممکن است شما متوجه شوید یک مقاله تخصصی مرتبط به صنعت شما می‌تواند تعداد زیادی ترافیک را به وب سایت شما منتقل کند یا اینکه لینکدین جای است که اکثر مردم محتوای شمارا را در آن به اشتراک می‌گذارند. که این هم به نوبه‌ی خود باعث ترافیک بسیاری می‌شود.
ایده این است که بتوانید تصویری از رسانه‌های اکتسابی بسازید و داده‌های مهمی بدست بیاورید که شما را در دستیابی به اهدافتان یاری کند. با این حال، اگر چیز جدیدی وجود داشته باشد که تا به حال آزمایش نکرده‌اید حتما امتحان کنید.

۶٫ بررسی و برنامه ریزی رسانه‌های پولی paid media

این فرآیند شامل بسیاری از فرآیندهای مشابه می‌شود: برای این منظور بایستی رسانه‌های پولی خود در هر یک از پلت‌فرم‌ها بصورت جداگانه ارزیابی کنید (مانند گوگل ادز، فیس بوک، توییتر و غیره). باید بدانید که چه چیزی ممکن است در دستیابی به اهداف فعلی شما کمک می‌کند.
اگر شما مبلغ بسیاری برای ادوردز خرج کنید و نتایجی را که انتظار داشتید را مشاهده نمی‌کنید، شاید زمان آن باشد که رویکرد خود را اصلاح کنید یا آنرا بطور کامل رها کنید و تمرکز خود را برروی پلت فرم دیگری که به نظر می‌رسد نتایج بهتری را در پی دارد بگذارید.
در پایان فرآیند شما باید یک ایده روشن در مورد رسانه‌های پولی که می‌خواهید از آن استفاده کنید یا از استراتژی خود حذف کنید داشته باشید.

۷٫ تجمیع تمام موارد

شما برنامه ریزی و تحقیق خود را انجام دهید و در نهایت یک دیدگاه جامع از عناصر استراتژی بازاریابی دیجتال خود بدست آورید. همه مواردی که شما باید در نهایت داشته باشید عبارت‌اند از:

  • یک پروفایل شفاف از پرسونای مخاطبان
  • یک یا چند هدف خاص بازاریابی
  • فهرستی از رسانه‌های موجود ، اکتسابی و رسانه‌های پولی
  • بررسی رسانه‌های موجود ، اکتسابی و رسانه‌های پولی
  • ایجاد برنامه تولید محتوا برای حال و آینده

اکنون، وقت آن است که همه اینها را باهم ترکیب کنیم تا یک سند استراتژی یک پارچه ایجاد کنیم. بیایید دوباره به تعریف استراتژی بازاریابی دیجیتال بازگردیم: مجموعه‌ اقداماتی که به شما کمک می‌کند با استفاده از بازاریابی آنلاین به اهدافتان برسید.

ریمارکتینگ یا بازاریابی مجدد؛ ۱۰ استراتژی برای افزایش نرخ تبدیل

ریمارکتینگ (Remarketing) یا بازاریابی مجدد در زمانی استفاده می‌شود که کاربران در سایت شما محصول مورد نظر خود را پیدا کرده اند اما هنوز اقدام به خرید نکرده اند، بنابراین شما با استفاده از استراتژی بازاریابی دیجیتال مشتری را به سمت هدف خود هدایت می‌کنید. در این مقاله شما را با ۱۰ استراتژی بازاریابی مجدد برای افزایش نرخ تبدیل آشنا خواهیم کرد.

بازاریابی مجدد چیست؟

بیشتر افراد درمورد اینکه بازاریابی مجدد چیست سوالاتی در ذهن دارند. بازاریابی مجدد شامل هدف‌گذاری روی مشتریانی است که هم اکنون چیزی را در فروشگاه شما دیده‌اند و یا به محصولات شما علاقه نشان داده‌اند. بازاریابی مجدد وسیله‌ای برای دوباره متعامل کردن مشتریانی در اختیارتان قرار می‌دهد که ممکن است صفحات سایت شما را دیده باشند، اما دیگر آن را پیگیری نکرده‌اند.

یک برنامه بازاریابی مجدد به شما امکان ردیابی صفحاتی مشخص را در وب‌سایتتان می‌دهد. این کار به شما کمک می‌کند مشتریانی را که در این صفحات وقت می‌گذارند بدون اینکه تبدیل به مشتری شوند را شناسایی کنید. برای مثال، بیشتر برندها پیگیر صفحات خرید کارتی خود هستند، لذا شما می‌توانید کسانیکه صفحه خرید کارتی را رها می‌کنند هدف‌گیری کنید.

زمانیکه شما هدف‌های خود را شناسایی کردید می‌توانید تبلیغات خاصی را که همان محصولی که هم اکنون از آن دیدن کرده‌اند را تبلیغ می‌کند نمایش دهید. این تبلیغ‌ها باید کاملا شخصی‌سازی شده باشند و کالاهایی را تبلیغ کنند که  افراد به آن‌ها تمایل نشان داده‌اند و این ارتباطشان را افزایش می‌دهد.

چرا باید از بازاریابی مجدد استفاده کنیم؟

شما می‌توانید با نشان دادن تبلیغات آنلاین به عنوان بخشی از استراتژی بازاریابی‌تان به بازدیدکنندگان اخیر سایت به مزایای مهمی در زمینه کسب‌وکار دست پیدا کنید:

۱.به مخاطبینی دست پیدا کنید که مورد هدف شما بوده‌اند.

با بازاریابی مجدد شما می‌توانید کمپین‌های تبلیغاتی شخصی و با هدفی بسته به اینکه کاربر از کدام بخش‌های سایتتان دیدن کرده، و حتی چه اقدامی انجام داده، ایجاد کنید. تبلیغ شما به کاربران مربوطه همانطور که آن‌ها دیگر وب‌سایت‌ها را در شبکه تبلیغاتی شما براساس پیشنهادتان و اولویت‌هایش جستجو می‌کند نشان داده می‌شود. ممکن است تبلیغ‌ها زمانیکه کاربران به دنبال عباراتی مربوط به محصولات و خدمات شما هستند، در گوگل یا دیگر موتورهای جستجو نمایش داده شود.

۲.افزایش نرخ تبدیل

بیشتر بازدیدکنندگان سریع بعد از اولین بازدیدشان از وب‌سایت شما تبدیل به فروش نمی‌شوند. این برای خریدهای پیچیده‌تر نیز صادق است، همانند سازمانی، نرم‌افزاری و یا خدمات مشاوره‌های حرفه‌ای. زمانیکه شما برای بازدیدکنندگان وب‌سایتی در مخاطبین هدفتان بازاریابی مجدد انجام می‌دهید می‌توانید مشتریان آن را با برند خود سرگرم نگاه دارید و آن‌ها را در قیف بازاریابی خود شامل کنید.

۳.کاهش تبلیغات آنلاین و هزینه به ازای عمل

تبلیغات هدف‌گیری مجدد راهی بسیار مقرون به صرفه برای دستیابی به مشتریانی واجد شرایط است. مشابه به تبلیغات PPC ، تبلیغات هدف‌گیری مجدد تنها در صورتیکه کاربر روی تبلیغ کلیک کند هزینه دارد، هر تبلیغ حدود ۱ دلار می‌باشد.

استراتژی بازاریابی مجدد

۱.مخاطبین خود را دسته‌بندی کنید

اولین چیزیکه باید درمورد بازاریابی پیشرفته بدانید این است که چگونه باید مخاطبین خود را طبقه‌بندی کنید. به جای اینکه هر بازدیدکننده را با همان تبلیغ هدف‌گیری کنید، براساس اقداماتی که در سایتتان انجام می‌دهند و براساس تمایلاتی که دارند، یک کمپین هدفمند ایجاد کنید.

برای مثال، در اینجا بازدیدکننده‌هایی که گیرتان می‌آید آورده شده است:

  • مراجعان U شکل: افرادی که سایتتان را در عرض چند ثانیه ترک می‌کنند (بدون اینکه صفحه دوم را ببینند)
  • اسکرولرها: بازدیدکنندگانی وقت می‌گذارند و پیش از ترک صفحه از صفحه فرود دیدن می‌کنند.
  • بروزرها: کاربرانی که از چند صفحه دیدن می‌کنند و چند دقیقه را در سایت شما می‌گذارنند.
  • کلیکرها: افرادی که روی یکی از CTAهای شما کلیک می‌کنند، اما در نهایت تبدیل نمی‌شوند.
  • ترک‌کنندگان: کاربرانی که فرآیند تبدیل را شروع می‌کنند (مثلا فرمی را پر می‌کنند) اما پیش از تبدیل ترک می‌کنند.

۲.پیگیری خود را برای صفحاتی بیش از صفحه فرود انجام دهید

هنگامی که شما تعدادی مخاطب بازاریابی مجدد را براساس کارهایی که صفحه فرودتان انجام می‌دهند ایجاد می‌کنید، برای میزان کاری که می‌کنید، محدودیت وجود دارد. برای اینکه از تلاش‌هایتان در این زمینه بیشترین بهره را ببرید، باید کاربران را فرای صفحه فرود ردیابی کنید تا ببینید از چه صفحاتی بازدید می‌کنند. برای مثال، صفحه فرود> صفحه محصولات> صفحه دسته‌بندی محصولات> صفحه دیگر محصولات> صفحه واریز پول> ترک سایت.

این به شما می‌گوید که تمایلات مشتری در چه زمینه‌ای است، طبقه‌بندی محصولی که به آن علاقه دارد، محصولاتی خاص که به آن‌ها علاقه دارند و کالایی که اکثر اوقات می‌خرند. زمانیکه کسی کاملا علاقه‌های خودش به یک محصول را به شما نشان می‌دهد لازم نیست شما با تبلیغاتی که لوگوی برندتان در آن هست او را هدف‌گیری کنید، بلکه آن‌ها را با تبلیغی مورد هدف قرار دهید که نشان دهنده محصولی باشد که به آن علاقه دارد و مقاومت نسبت به آن را غیرممکن کنید.

۳.برای ترک خرید کارتی کمپین ایجاد کنید

اگر به صورت آنلاین محصولاتی را می‌فروشید، ترک خرید کارتی یکی از موانعی است که تلاش بازاریابی شما را زیرسوال می‌برد. خبر خوب این است که شما می‌توانید از بازاریابی مجدد به منظور کاهش نرخ ترک خرید کارتی استفاده کنید، و می‌توانید از همین روش مشابه برای افزایش نرخ تبدیل خود استفاده کنید، حتی اگر یک برند تجارت الکترونیکی نباشید.

این روش بازدیدهای صفحات ردیابی شده و همانطور که در روش اخیر گفتیم رویدادهای ردیابی شده در گوگل آنالتیکز را ترکیب می‌کند. با ردیابی بازدیدهای سایت شما می‌توانید کاربرانی را که به صفحه خرید می‌روند اما هیچگاه به صفحه تایید پرداخت نمی‌روند را شناسایی کنید.

شما می‌توانید از ردیابی رویدادها در گوگل آنالتیکز نیز به منظور ردیابی اینکه مردم کدام محصولات را به کارتشان اضافه می‌کنند استفاه کنید. بدین معنی که شما اکنون می‌توانید کمپین‌های بازاریابی مجددی را برای افرادی با محصولات خاصی که مد نظرشان است ایجاد کنید. شما می‌توانید به سادگی به آن‌ها یادآوری کنید که محصولات آن‌ها منتظرشان است و یا پیشنهادی به آن‌ها دهید تا معامله را شیرین کنید.

اگر شما یک برند تجارت الکترونیکی نیستید، می‌توانید از این روش استفاده کنید تا به افرادی دست پیدا کنید که در نصفه راه ثبت‌نام وبینار شما را رها می‌کنند، و یک فیلد را پر می‌کنند و می‌روند.

۴.ایجاد کمپین برای مشتریان موجود

با تاکید زیاد روی ایجاد سرنخ‌های جدید و تبدیل آن‌ها به مشتری، ساده است که مهم‌ترین افراد برند خودتان را به باد فراموشی بسپارید: مشتریان فعلی‌تان.

طبق تحقیق Forrester، ۵ دقیقه بیشتر زمان لازم است تا یک مشتری جدید بدست بیاورید تا اینکه بخواهید مشتری فعلی خود را حفظ کنید، و شما هم اکنون به تمام داده‌هایی که برای تبدیل آن‌ها به خریداران تکراری لازم است دسترسی دارید، پس چرا وقتتان را تلف کنید؟

مهم نیست کسب‌وکارتان در چه حوزه‌ای است؛ فرصت‌هایی در اختیار شماست که خریداران اولیه را تبدیل به مشتریانی وفادار کنید:

  • فروش متقاطع: محصولات مربوطه مرتبط به اولین خرید مشتری
  • بیش فروشی: تبدیل نسخه رایگان پلتفرم نرم‌افزاری‌تان به نسخه‌ای پولی
  • تجدید: محصولات/ خدمات قراردادی یا اشتراکی زمانی که دوره قرارداد اولیه فرا رسیده
  • خرید مجدد: خرید همان محصول یا خدمات دوباره در انتهای دوره اتمامش- همانند یک تلفن جدید یا طراحی مجدد وب‌سایت.
  • دعوت مجدد: دستیابی به مشتریان قبلی که خرید از شما را متوقف کرده‌اند
  • کمپین‌های وفادار: دستیابی به مشتریان با پاداش به منظور ایجاد روابط محکم‌تر

بازاریابی ایمیل واضح‌ترین استراتژی برای دستیابی به مشتریان فعلی شما می‌باشد، اما بازاریابی مجدد نوعی تقویت‌کننده ایده‌آل است. زمانیکه افراد باید ایمیل‌های شما را باز کرده و بخوانند، تبلیغات بازاریابی مجدد شما را در حین گشتن در وب مشاهده می‌کنند، و این باعث می‌شود که این استراتژی برای تکمیل حفظ مشتریان ایمیلی شما عالی باشد.

۵.لیست‌های بازاریابی مجدد برای جستجوی تبلیغات

لیست‌های بازاریابی مجدد برای جستجوی تبلیغات (RLSA) به شما امکان هدف‌گیری بازدیدکنندگان اخیر را با تبلیغات منظم در زمانی می‌دهد که به گوگل رفته‌اند و به سرچشان ادامه می‌دهند. برخلاف بازاریابی مجدد در شبکه نمایش با تبلیغات تصویری، تبلیغات RLSA تبلیغات جستجو منظمی هستند که تنها به افرادی نشان داده می‌شود که در لیست بازاریابی مجدد قرار گرفته‌اند و از سرچ گوگل استفاده می‌کنند.

استراتژی‌های پایه‌ای وجود دارد که می‌توانید از آن‌ها بدین منظور استفاده کنید:

  • شما می‌توانید پیشنهاد خودتان را درباره همان تبلیغات و کلمات کلیدی افزایش دهید تا شانس دیده شدن تبلیغتان را افزایش دهید.
  • می‌توانید کلمات کلیدی جدید را انتخاب کنید و تبلیغات جدید را ایجاد کنید تا آن کاربران را در حین ادامه جستجویشان هدف‌گیری کنید.

این به شما این امکان را می‌دهد تا اطمینان حاصل کنید تبلیغات شما توسط افرادی دیده شده است که به گوگل برگشته‌اند و کلمات کلیدی شما را تایپ کرده‌اند و شما می‌توانید در همان حال از RLSAها استفاده کنید تا بدانید کاربران جستجوکننده در مرحله بعد چه چیزی تایپ می‌کنند و آن‌ها را با تبلیغات متفاوتی مورد هدف قرار دهید.

به همین ترتیب می‌توانید بفهمید که مشتریان فعلی‌ قرار است بعد از خرید از شما چه چیزی را جستجو کنند و آن‌ها را با تبلیغاتی مورد هدف قرار دهید که به محصولاتتان مرتبط است، که ما نکته‌اش را در بخش قبل بیان کرده‌ایم.

۶.کاری کنید که ترافیک بازاریابی مجددتان برای ایمیل ثبت‌نام انجام دهند

شما می‌‌توانید از بازاریابی مجدد برای افزایش تلاش‌های بازاریابی محتوایتان استفاده کنید و ایمیل‌های ثبت‌نام دریافت کنید. تبلیغ محتوای بلاگتان در رسانه اجتماعی یک جایگاه ایده‌آل است تا بتوانید این استراتژی را شروع کنید، اگرچه شما می‌توانید همین کار را در صورتیکه کلمات کلیدی مناسبی انتخاب کنید در تبلیغات در گوگل ادوردز هم انجام دهید.

شما همچنین در حال هدف‌گیری نیازهای مصرف‌کننده با محتوای بلاگ، جلسات وبینار، دانلودهای رایگان و چیزهایی هستید که استراتژی بازاریابی محتوای شما در آن دخیل است. سپس باید لیست بازاریابی مجددی را برای این افراد ایجاد کنید تا محتوای مربوطه‌ای را تبلیغ کرده که نیازهای آن را با جزییات بیشتری برآورده می‌کند، به سوالات بعدیشان پاسخ دهید، ارزش بیشتری برایشان ایجاد کنید.

اکنون که تبلیغات شما به سادگی از جانب کاربرانی که یک بلاگ را می‌خوانند و هیچگاه به شما توجه نمی‌کنند ترافیک دریافت نمی‌کند، شما تمایل اولیه خود را بدست می‌آورید که از بازاریابی مجدد برای رفع نیازهای آنان استفاده کنید و برندتان را به عنوان منبعی به کار ببرید که مردم دوست داشته باشند با آن ارتباط داشته باشند.

۷.هدف‌گیری مخاطبین مشابه

گوگل و فیسبوک هر دو دارای ویژگی‌های تاثیرگذار بازاریابی مجدد هستند تا به شما کمک کنند به مخاطبین جدیدی دست پیدا کنید. به جای این که بازدیدکنندگان و مشتریان اخیرتان را مورد هدف قرار دهید می‌توانید از مخاطبین مشابه گوگل مخاطبین مشابه فیسبوک استفاده کنید تا به کاربران جدیدی دست پیدا کرده که همان رفتار آنلاینی را نشان می‌دهند که افراد در لیست بازاریابی مجدد شما نشان دادند. برای مثال، مخاطبین مشابه گوگل رفتار جستجوی افراد در لیست بازاریابی مجدد شما را تحلیل  می‌کند تا ببیند افراد پیش از اینکه در لیست شما قرار بگیرند چه چیزی را سرچ کردند. اکنون فرض کنید که یک نفر از شما کفش ورزشی خریده است، گوگل تبلیغاتی را به افراد نشان می‌دهد که همان هدف خرید را به نمایش گذاشته است، برای مثال، گشتن به دنبال “بهترین ورزش برای کاهش وزن”> تردمیل و دویدن بیرون خانه> کفش‌های سبک وزن برای دویدن

۸.از بازاریابی مجدد دینامیک استفاده کنید

بازاریابی مجدد دینامیک امکان هدف‌گیری کاربرانی که به محصول یا خدمات خاصی از وب‌سایت شما نگاه کرده‌اند را ساده‌تر می‌سازد. عوض اینکه تبلیغاتی تصویری برای تمام صفحات خدمات و محصول خودتان درست کنید می‌توانید یک فید به گوگل ارسال کنید و اجازه دهید که اول جستجو تبلیغاتی ریسپانسیو را برای شما ایجاد کرده و آن‌ها را بدست مخاطبینی برساند که اخیراً به همان خدمات یا محصولات علاقه نشان دادند. گوگل همچنین از یادگیری ماشینی و چیزی به نام جستجوی دینامیک استفاده می‌کند تا به کاربرانی با این تبلیغات دست پیدا کند، یک ابزار قدرتمند دیگر برای توسعه بازدیدتان از طریق بازاریابی مجدد.

۹.کاربران را در حین فرآیند خرید راهنمایی کنید

اکثریت خریدها شامل یک سیر پیچیده از تعاملات با برندها می‌باشند و بهترین مبلغان کمپین‌هایی را به وجود می‌آورند که کاربران را در این سیر راهنمایی می‌کند و در عین حال برندشان را در موقعیتی نگه می‌دارند تا فروش را به مرحله اجرا برسانند. ما راه‌های متفاوتی را ارائه می‌دهیم که شما می‌توانید با استفاده از آن رفتار کاربر را ردیابی کرده و آن‌ها را با تبلیغات متفاوتی براساس موقعیتشان همراه با فرایند خرید هدف‌گیری کنید و بدانید که نیازهای آن‌ها چه تغییری می‌کند. اکنون زمان آن است که این تکنیک‌ها را در یک استراتژی بازاریابی مجدد ادغام کرده که کاربران را در طول فرآیند خرید و در هر مرحله از آن راهنمایی می‌کند.

۱۰.برای مخاطبین مصمم‌تر پیشنهاد بیشتری بدهید

آخرین چیزی که باید به هنگام اجرای سیستم استراتژی‌های بازاریابی مجدد پیشرفته به یاد داشته باشید این است که پیشنهادات خود را تغییر دهید. شما باید اطمینان حاصل کنید که اکثریت بودجه شما روی کاربرانی ثبت می‌شود که تبدیل خواهند شد و این در کل بدین معنی است افرادی را انتخاب کنید که خرید انجام دهند، برای مثال کاربرانی که صفحه خرید کارتی را ترک می‌کنند با این حال شما به دنبال این هستید که مخاطبین گسترده‌ای از مشتریان بالقوه‌ای داشته باشید که با برند شما متعامل شدند. در ذهن داشته باشید که شما هم اکنون برای این ترافیک پول پرداخت کرده‌اید و تعداد کاربرانی که در نهایت می‌خواهید تبدیل شوند را به حداکثر برسانید. این چیزی شبیه ایجاد تعادل است و شما به دنبال ارزیابی استراتژی‌های متفاوت پیشنهاد گذاری در طول زمان باشید. اما این کار را با افزایش پیشنهادتان درمورد مخاطبین مصمم‌تر به انجام برسانید و از آنجا که کار اصلاحتان را شروع کنید.

 با بازاریابی مجدد تبدیل‌های خود را به حداکثر برسانید

در حالیکه ساخت پایه‌های بازاریابی مجدد نیازمند زمان و تلاش است، یکی از سرمایه‌گذاری‌های ارزشمندی است که شما می‌توانید در تبلیغات پرداخت به ازای کلیک به آن دست پیدا کنید به حساب می‌آید. به محض اینکه شما برای ترافیک پول پرداخت کنید هر کاربری که تبدیل نشود پول شما را هدر داده و عملکرد تبلیغاتی شما را دچار اختلال می‌کند. بازاریابی مجدد به شما کمک می‌کند که نرخ تبدیل خود را افزایش داده و میزان بازگشت سرمایه‌تان را به بالاترین حد ممکن رسانده و یک استراتژی تبلیغاتی ایجاد کنید که کاربران را از همان مراحل اولیه سیر مصرف‌کننده تا انتهای آن راهنمایی می‌کند.